۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

تاریخ اسلام بخش چهارم ( راهزنی , غارت و کشتار )


راهزنی اولین و تنها  شغل رسمی مسلمانان


اکنون یاران محمد که از مکه به مدینه آمده بودند از نظر معیشتی بسیار در تنگنا بودند و از روی دیگر دارای سرمایه و هنری هم نبودند که بتوانند شرافتمندانه امرار معاش کنند . مهاجرین تا اندازه ای در تنگدستی و فقر بودند که برای حتی بدست آوردن یک خرما تن به کارهای بسیار سنگین می دادند . به عنوتان مثال علی ابن ابیطالب برای کارهای خانه سازی یهودیان آب حمل می کرد و در عوض هر سطل آب یک خرما دستمزد می گرفت . محمد برای خارج شدن خود و یارانش از این وضعیت دشوار تنگدستی تصمیم گرفت که به شغل پردرآمد دیرینه بادیه نشینان یعنی راهزنی و غارت و چپاول اموال دیگران دست بزند . محمد چندبار نخست که یارانش را برای چپاول اموال کاروان ها گسیل داشت با شکست مواجه شد . دلیل مهمی که محمد و یارانش در چند بار نخست راهزنی ناموفق بودند این بود که مخالفان محمد در مدینه طرح این راهزنی ها را به اطلاع مردم می رساندند بنابراین مردم خود را از پیش آماده مواجه با راهزنان مسلمان کرده بودند . نخستین راهزنی موفقیت آمیز در سال 624 میلادی صورت گرفت چراکه محمد به طرز غیرشرافتمندانه ای آداب تازیان را زیر پا گذاشت و در ماههای حرام ( ذیقعده , ذیحجه , محرم , رجب ) که تازیان از هر گونه جنگ و خونریزی پرهیز می کردند اقددام به راهزنی نمود . در کل تاریخ تازیان این اولین باری بود که رسم دیرینه آنها توسط محمد شکسته شد . محمد در ابتدا ابوعبیده را مسئول اجرای این طرح کرد ولی او از اجرای این عمل شرم آور در ماه های مقدس سرباز زد . سپس محمد دست به حیله ای دیگر زد به این روش که یکی از یارانش بنام عبدالله بن جحش الاسدی را مامور این کار کرد اما برای اینکه ماهیت این طرح مخفی بماند نامه ای مهر و موم شده به او داد سپس به او دستور داد که بمدت دو روز با افرادش در جهت شمال شرق مسافرت کند سپس این نامه را باز کند . عبدالله نیز همانطور عمل کرد  و نامه را پس از دو روز باز کرد محمد در آن نامه نوشته بود که (( به نخله برو و  در آنجا منتظر کاروان تجارتی قریش بمان و اموال آنان را غارت کن و به مدینه نزد ما بیاور . افرادی را که در اختیار داری به زور وادار به انجام این کار مدار و آنان را در تصمیم گیری آزاد بگذار . )) همه افراد عبدالله به غیر از دو نفر قبول کردند که کاروان را غارت نمایند . یاران محمد در ماه رجب به کاروان حمله بردند رهبر کاروان را کشتند دو نفر را اسیر کردند و با اموال غارت شده به نزد محمد بازگشتند . از آنجا که ریخته شدن خون در ماه های حرام بسیار زشت و زننده بود و محمد هم متوجه شد که چه اقدام زننده ای کرده است برای حفظ آبروی خود وانمود کرد که عبدالله خودسرانه این اقدام را انجام داده و همچنین از قبول غنائم سرباز زد . اما دو تن اسیر شده کاروان را در زندان نگاه داشت و منتظر ماند تا الله آیه ای نازل کند . بنابراین الله همیشه در صحنه بلافاصله آیه 217 سوره بقره را نازل فرمودند که محمد را از شر دریافت اموال غارت شده راحت کرد  :
<< از تو در باره ماهى كه كارزار در آن حرام است مى‌پرسند. بگو: «كارزار در آن، گناهى بزرگ و باز داشتن از راه خدا و كفر ورزيدن به او و باز داشتن از مسجدالحرام [=حج‌]، و بيرون راندن اهل آن از آنجا، نزد خدا [گناهى‌] بزرگتر، و فتنه [=شرك‌] از كشتار بزرگتر است.» و آنان پيوسته با شما مى‌جنگند تا -اگر بتوانند- شما را از دينتان برگردانند. و كسانى از شما كه از دين خود برگردند و در حال كفر بميرند، آنان كردارهايشان در دنيا و آخرت تباه مى‌شود، و ايشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود. >>

اما درباره سهم خود از اموال غارت شده در آن راهزنی و سایر راهزنی های آینده الله آیه های 1 و 41 سوره انفال را برای محمد نازل می کند :

انفال آیه 1 : [اى پيامبر،] از تو در باره غنايم جنگى مى‌پرسند. بگو: «غنايم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد. پس از خدا پروا داريد و با يكديگر سازش نماييد، و اگر ايمان داريد از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد.
انفال آیه 41 : و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد، يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‌ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل ]-روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند- نازل كرديم، ايمان آورده‌ايد. و خدا بر هر چيزى تواناست.

تاریخ نویسان رویداد نخله را نقطه آغاز غارت و کشتار و اسیری گرفتن مسلمانان می دانند . رویداد نخله و ابداع آیه 217 سوره بقره را می توان برگترین دلیل شیادی محم دانست و همچنین حیله گری محمد در دادن نامه مهر و موم شده به عبدالله و دستور به خواندن آن نامه پس از دو روز نشان از ذات حیله گر و شیاد محمد دارد .

راهزنی موفقی که به جنگ بدر منتهی شد


هنوز چند هفته ای از رویداد نخله نگذشته بود که جاسوسان محمد به او اطلاع دادند 
که کاروان بزرگی از سوریه در حال بازگشت به مکه است ثروت این کاوران حدود 50000 دینار ارزش داشت . محمد که می دانست غارت این کاروان او و همراهانش را ار فقر نجات خواهد داد به یاران خود دستور داد تا برای غارت این کاروان آماده شوند چراکه الله هدیه ای بزرگ را برای مسلمانان فراهم آورده . این خبر نه تنها باعث خوشحالی یاران محمد شد بلک حتی عده ای از مشرکان و مخالفان محمد هم برای این غارت به دسته راهزنی محمد پیوستند . ابوسفیان که رئیس کاروان تجاری مکه بود  از طرح محمد آگاهی یافت و مسیر کاروان را به سمت دریا منحرف کرد و همچنین ارتشی از مکه برای مقابله و انتقامجویی رویداد نخله آماده شدند . سرانجام در 17 ماه رمضان دو ارتش قریش و مسلمانان در محلی بنام بدر با یکدیگر رویارو شدند . محمد در این نبرد توانست مکیان را شکست دهد و در نتیجه اموال زیادی نصیب مسلمانان شد و عده ای از بازرگانان ثروتمند مکه هم به اسارت مسلمانان درآمدند که برای آزادی خود پول های هنگفتی را به محمد دادند . برای تقسیم اموال غارت شده در جنگ بدر میان مسلمانان اختلاف پیش آمد که در نتیجه آن محمد دستور داد که همه اموال به طور مساوی بین مسلمانان تقسیم شود که البته قبل از تقسیم یک پنجم اموال دزدی متعلق به محمد بود . ( سوره انفال آیه های 1 و 41 )
بر اساس واقعیات تاریخی می توان گفت که محمد فقط به یک دلیل توانست ارتشی از مسلمانان برای خود فراهم کند و آن هم غارت و رسیدن به مال و منال بود . هیچکسی برای انجام امور مذهبی اسلام نیاورد بلکه برای رسیدن به مال و اموال در ظاهر دین محمد را پذیرفتند . و این موضوع با مرگ محمد کاملا ثابت شد چراکه پس از مرگ او قبایل تازی یکی پس از دیگری از اسلام برگشتند .و کار ابوبکر نیز در دو سال خلافتش بعد از مرگ محمد این بود که تازیان را با زور شمشیر فردی خونخوار به نام خالد بن ولید به زور به اسلام بازگرداند . و در این راه نبردهای بسیاری با تازیان انجام داد  که به (( جنگ های رده )) مشهور است .


۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

تاریخ اسلام بخش سوم ( محمد مدنی و آغاز امپراطوری شمشیر )


محمد مدنی و آغاز امپراطوری شمشیر 

همانطور که در پیش گفته شد تا زمانیکه محمد و پیروانش به بتهای مکه توهین نمی کردند در امان بودند ولی از زمانیکه که او و یارانش ناسزاگویی به بتها را آغاز کردند مور خشم مردم قرار گرفتند و تنها عاملی که باعث می شد محمد از خشم مردم در امان باشد حمایت ابوطالب عمویش بود که البته وی نیز از اقدامات محمد بسیار بیزار بود . محمد برای در امان ماندن به خانه یکی از مریدانش بنام ارکم پناه برد اما پیروانش همچنان مورد خشم و اذیت مردم مکه بودند تا اینکه محمد تصمیم گرفت که از پادشاه مسیحی حبشه تقاضای پناه دادن کند که پادشاه حبشه نیز پذیرفت و به حدود 80 نفر از پیروان محمد پناه داد . مدت 3ماه آنان در پناه حبشه بودند که این مدت زمان را مهاجرت اول می نامند . در سال چهارم ادعای پیامبری محمد دو رویداد باعث توانمند شدن محمد شد و آن دو رویداد گرویدن عموی محمد حمزه و عمر بن الخطاب ( خلیفه دوم ) به اسلام بود . حال که دو فرد قوی و خشن از او حمایت می کردند محمد خود را توانمد تر از گذشته دریافت . هنگامی که افراد تیره قریش شاهد قدرتمندتر شدن محمد شدند با پشتوانه و حمایت ابوجهل اقدام به تحریم محمد کردند طوریکه بر اساس این تحریم ها کسی نمی توانست با کسانی که اسلام آوردند ازدواج و یا دادو ستد کند و تنها در یک مورد تحریم ها لغو می شد و آن هم زمانی بود که پیروان محمد به شیادی او پی برده و از اسلام دست بکشند و محمد را برای مجازات به آنان بسپارند . این تحریم ها به مدت 3 سال ادامه داشت تا جاییکه محمد دیگر نمی توانست به تبلیغ دین خود بپردازد تا زمانیکه با پا درمیانی ابوطالب تحریم ها در سال آخر اقامت محمد در مکه برداشته شد . ولی در همان سال دو رویداد پی در پی و بسیار ناگوار برای محمد پیش آمد آن هم فوت خدیجه و ابوطالب بود . محمد نتوانست کسی را مانند ابوطالب بیابد تا بتواند از حمایتهای او برخوردار بشود اما بلافاصله پس از مرگ خدیجه عقده های جنسی  او بیدار شدند  اقدام به ازدواج با عایشه 6 ساله ( دختر ابوبکر ) ولی چون از نگر اجتمایی فعلا امکان همخوابی با عایشه وجود نداشت او یکی از بیوه های یاران خود را بنام سوده که از مهاجران 
حبشه بودند به عقد خود درآورد .
حال که محمد ابوطالب را از دست داده بود دیگر هیچ کسی وجود نداشت که در برابر خشم مردم مکه از او حفاظت کند محمد نیز برای رهایی از دست خشم مردم همراه زید پسرخوانده اش به طائف شهری در نزدیکی مکه پناه برد اما مردمان آنجا که بت پرست بودند با خفت و خواری محمد و زید را بیرون انداختند و آنها نیز مجبور شدند به مکه بازگردند .

محمد مدنی مرد شمشیر

محمد که پس از گذشت 13 سال در مکه نتوانست پیروان زیادی را بخود جذب کند به مدینه فرار کرد و در آنجا ارتش منظمی را تشکیل داد اما با این فرق که آن پیامبر اندرزگوی مکی به ناگهان تغییر چهره داد و شمشیر در دست گرفت و بزرگترین دین تروریستی دنیا را آغاز کرد . فرار او از مکه به مدینه به این شرح است که یک گروه هفت نفری از قبیله خزرج برای زیارت خانه کعبه  از مدینه به مکه آمدند و محمد فرصت یافت تا با آنان به گفتگو و مذاکره بپردازد و دین نوپایش را برای آنان تشریح کند . آنها نیز تحت تاثیر محمد قرار گرفتن و به دودلیل با او همکاری کردن اول اینکه یهودیان بسیاری که در مدینه بودند وبه آنها گفته شده بود که بزودی پیامبری ظهور خواهد کرد و به آنعا کمک خواهد کرد تا بر بت پرستان چیره شوند . دوم اینکه آنان امیدوار بودند که وجود محمد باعث آشتی دو قبیله مهم اوس و خزرج بشود تا بتوان این دو قبیله مهم مدینه را با هم متحد نمود و به خونریزی میان این دو قبیله پایان داد .

در تابستان 621 آن گروه هفت نفره  همراه پنج نفر از یاران خود برای انجام مراسم زیارت خانه کعبه وارد مکه شدند و با محمد گفتگو کردند و پیمان همکاری بستند . این پیمان در محلی به نام عقبه رخ داد . هنگام بازگشت این گروه به مدینه محمد یکی از پیروانش بنام مصعب بن عمیر که قرآن را بخوبی می دانست را با آنها به مدینه فرستاد تا اصول قرآن و اسلام را به آنها آموزش دهد . نتیجه کار این گروه بقدری موفقیت آمیز بود که سال بعد یک گروه 75 نفره برای دیدار محمد وارد مکه شدند .  رئیس آن گروه تضمین کرد که از محمد مانند نوامیسشان در مدینه محافظت خواهند کرد این پیمان به (( پیمان دوم عقبه )) مشهور است . این پیمان راه را برای فرار محمد از مکه به مدینه هموار ساخت . مردم مکه به هر روی می خواستند که محمد را در مکه نگه دارند و به زندگی او پایان دهند چراکه رفتن محمد به مدینه و ریاست آن شهر توسط محمد خطر بسیار بزرگی برای مردم مکه بود . بنابراین به پیشنهاد ابوجهل از هر طایفه ای مردی به سوی خانه محمد گسیل شد تا کار او را یکسره کنند اما محمد علی ابن ابیطالب را جای خود در خانه اش گذاشته بود و همراه ابوبکر پا به فرار گذاشته بود . فرار محمد از مکه به مدینه که در سال 16 ژوئیه سال 622 میلادی انجام گرفت را در تاریخ با نام (( هجرت )) می شناسند و بعدها نیز نخستین سال آغاز تاریخ اسلام دانسته شد . آن گروه از پیروان محمد که با او از مکه به مدینه رفتند را مهاجران می نامند و یاران محمد در مدینه را انصار می نامند . بزرگترین دلیل فراخوانی محمد به مدینه اوضاع نابسامان داخلی این شهر بود که بر خلاف مکه دارای چندین قبیله متخاصم بود که اتحادی با یکدیگر نداشتند و همچنین سه قبیله یهودی  بنی نظیر , بنی قینقاع و بنی قریظه بسر می بردند که رابطه خوبی با تازیان نداشتند . در این شهر که مانند مکه دارای یک قدرت مرکزی نبود همواره بین دو قبیله اوس و خزرج درگیری و خونریزی بود از اینرو مردم همواره انتظار فردی را می کشیدند که بتواند یک حکومت مرکزی درست کند و به جنگ های قبیله ای پایان دهد . محمد نیز برای ایجاد حکومت و امپراطوری خود نیاز مدینه به یک حکومت مرکزی را غنیمت شمرد تا بتواند قوانین دین نوپای خود را به مرحله اجرا دربیاورد . بنابراین ورود محمد به مدینه را می توان آغاز امپراطوری خونین اسلام دانست . اما متحد کردن قبایل مدینه کار آنچنان راحتی نیز نبود . و حتی وجود (( منافقین )) که به آن دسته از افرادی گفته می شد که به ظاهر مسلمان شده بودند ولی در باطن غیرمسلمان بودد و مخالف حضور محمد در مدینه بودند . پیوند محمد با یهودیان مکه برای او نگران کننده بود چراکه قانون مدینه دست یهودی ها در نگهداری دین خود بازگذاشته بود و یهودی ها اعتقاد داشتند که پیامبر جدید از تیره داوود ظهور خواهد کرد نه از تازیان و قبیله قریش بنابراین همواره محمد را تمسخر می کردند و او را شیاد می نامیدند  . محمد برای اینکه نظر یهودی ها را جذب کنند دست به اقدامات بسیار حیله گرانه ای زد . او با به رسمیت شمردن و حتی ترکیب بعضی از آداب یهودیان با اسلام در صدد ثابت کردن این بود که دین او تکمیل کننده ادیان دیگر است . مثلا روزه را به مانند یهودی ها وارد دین اسلام نمود .و حتی در ابتدا قبله مسلمانان را اورشلیم تعیین نمود و همچنین در خیالبافی سفرش به آسمان ها  مبدا سفرش را اورشلیم عنوان کرد . اما هیچیک از این حیله گری ها برای گرایش یهود به اسلام فایده ای نداشت . بنابریان در اولین اقدام بی درنگ آیه های 136 تا 147 سوره بقره را نازل کرد و به مسلمانان دستور داد تا قبله خود را از اورشلیم به مکه تغییر دهند . همچنین زمان روزه مسلمانان را هم که پیش تر بر اساس زمان آیین یهود بود تغییر داد . 


۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۲, شنبه

تاریخ اسلام بخش دوم ( آغاز به حقیقت پیوستن رویاها و ادعای پیامبری )


اولین ازدواج محمد و آغاز به واقعیت پیوستن رویاها

  هنگامی که محمد 25 ساله شد ابوطالب از او خواست که بدنبال کار و پیشه ای برای خود برود تا بتواند زندگی خویش را اداره نماید . در همین زمان بود که یکی از بزرگان مکه درگذشت و بیوه او که خدیجه نام داشت محمد را به سمت مدیریت کاروان های تجاری خود گماشت . خدیجه یکی از بانوان با نفوذ , تاجر و ثروتمند مکه به شمار می رفت  . وظیفه محمد مدیریت کاروان های تجاری خدیجه بود که اجناسی از مکه برای فروش به سوریه می برد و از بیزانتین کالاهای تجاری برای فروش به مکه وارد کند . محمد در کمال درستی به وظایف خود عمل می کرد تا زمانیکه خدیجه به او پیشنهاد ازدواج نمود و محمد با روی باز استقبال کرد . حال دیگر موقعیت محمد دگرگون شده بود و او از یک جوان شترچران بسیار فقیر به مردی ثروتمند تبدیل شده بود . محمد در طول 25 سال زندگی با خدیجه همسری دیگری اختیار نکرد و یا بهتر بگوییم که خدیجه به دلیل نفوذ و قدرت خود این اجازه را به محمد نداد . و به همین دلیل بود که بعد از مرگ خدیجه عقده های جنسی محمد باعث شد که حرمسرایی از زنان برای خود بوجود آورد .

آغاز اندیشه گری برای ادعای پیامبری

محمد در سمت ریاست کاروان های تجاری خدیجه فرصتهای بسیاری داشت که با پیروان یهودی و مسیحی گفتگو کند و آداب و رسوم ادیان آنان را فراگیرد . در این میان دو عموزاده خدیجه به نام عثمان و ورقه بن نوفل که از اصول دین یهودی و مسیحی دانش ژرف داشتند در تقویت اندیشه های مذهبی محمد نقش بسیار موثری داشتند . خدیجه که از آرمان گرایی و اوهام گویی  محمد آگاه بود با عموزاده هایش بسیار در مورد محمد و توهماتش سخن می گفت و می توان گفت که خدیجه با توجه به نفوذی که روی همسرش داشته و با کمک ورقه در تشویق محمد برای ادعای پیامبری نقش مهمی داشته است .
حال محمد که در سن 40 سالگی قرار دارد و با توجه به دانسته هایش از ادیان ابراهیمی دیگر که بسیار هم دانسته های ناقصی بودند و هچنین ثروت و قدرت و اعتماد به نفسی که خدیجه به او داده بود اندیشه ایجاد یک دین واحد و ادعای پیامبری را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآورد و به طور جدی تصمیم به اجرایی کردن اندیشه ادعای پیامبری نمود طوری که هر روز ساعات بسیاری را در انزوا به عبادت می پرداخت و برای عبادت به غار حرا می رفت و به این ترتیب بزرگترین سناریوی  دروغین ادعای پیغمبری خود را آغاز نمود . و روزی ادعا کرد که جبرئیل براو نازل شده و او را مجبور کرده که جمله ای را که بر روی پارچه ابریشمی نوشته شده بود بخواند و آنگاه جبرئیل خود را معرفی نموده و محمد را رسول الله نامیده است . محمد با اولین کسی که درباره این سناریوی درغین گفتگو کرد خدیجه بود که خدیجه نیز با تمام قدرت از او پشتیبانی کرد و بر اساس یک برنامه از پیش تعیین شده او را نزد ورقه بن نوفل فرستاد و ورقه هم به او اطمینان داد که آن فرد نازل شده بر محمد جبرئیل بوده و محمد رسول الله است . اولین کسانی که به محمد ایمان آوردند خدیجه , پسرخوانده اش زید بن حارث , علی ابن ابیطالب , غلام آزاد شده محمد و ابوبکر نزدیکترین دوست محمد بودند .

محمد اندرزگوی مکی

محمد تبلیغ دین نوپای خود در مکه را آغاز کرد اما با بازتابی بسیار دردناک مواجه شد تا جاییکه همه مردم او را مسخره  می کردند و او را دیوانه و درغگو می خواندند . اما محمد با وجواینکه با دیدن این تمسخرها بسیار آزرده خاطر می شد و حتی چندین بار هم به فکر خودکشی افتاد اما ظاهر خود را حفظ کرده و هرگز در برابر آنان عکس العملی جز ادب و نزاکت نشان نمی داد طوری که برای ثرتمندان چاپلوسی می نمود و به مردم فقیر کمک مالی می نمود تا شاید بتواند پیروانی را جذب  دین خود نماید . در طول سه چهار سال ابتدای تبلیغات دین محمد در کل او با کمک  مالی ابوبکر موفق شد تنها 44 نفر را به آیین خود جذب نماید . محمد با استفاده از هوش سرشار و با شناختی که از جامعه عربستان داشت با ادعای پیامبری خود را برای فرمانروایی بر عربستان آماده کرد . او به خوبی نیاز جامعه از هم گسیخته عربستان را به یک دین واحد و یکتاپرست احساس کرده بود . و با شناختی که از تازیان داشت سیاست حیله گرانه پاداش و جزا را به اجرا درآورد . و به آنان وعده پاداش می داد و در صورت سرپیچی آنها را از جزا می ترسانید . سرزمین عربستان سرزمینی خشک و نامساعد بود از اینرو مردم عربستان همیشه رود و باغ و هوای خوش و زنان زیبارو را در رویای خود داشتند و محمد بسیار موزیانه و هوشمندانه از این ضعف بهره برد و به آنان در صورت پیروی از او وعده های بسیار زیبا و رویایی می داد . باارزش ترین امور برای تازیان خوردن و زن می باشد که محمد در سرتاسر قرآن وعده هایی می دهد که هر تازی را براحتی جادو می نماید . تنها دلیل گرویدن تازیان به دین محمد همین وعده های محمد بود و همچنین دستیابی به غنائم جنگی و مال و اموال و زنان مردم بود . هیچ دلیل دیگری جز شیفتگی تازیان به وعده های محمد برای گرویدن به اسلام وجود نداشت . هر آنچه که تازیان در رویا می دیدند با وعده های محمد دیگر رویا نبودند و به حقیقت پیوستند . در مقابل هم در صورت سرپیچی پیروان را از دوزخ می ترسانید و بازهم شکنجه های جاری در دوزخی را بیان کرد که تازیان از آن وحشت داشتند و همچنین به طور قطع و یقین اظهار می داشت که هرآنکس که مسلمان نیست برای همیشه در آتش دوزخ خواهد سوخت . تا زمانیکه که محمد و پیروانش به بتهای مکه توهین نمی کردند از خشم مردم مکه در امان بودند ولی زمانیکه تعدادشان زیاد شد شروع به تبلیغ دین خود کردند و از اینرو هدف حمله مردمان مکه قرار گرفتند . مردم از او خواستند که در صورت صحت ادعای پیامبری از خود معجزه ای نشان دهد و محمد در برابر  درخواست  آنان  این  واکنش را نشان داد که  از جانب الله آیه ای در قرآن نازل کرد بزرگترین معجزه را نزول قرآن بر یک فرد بیسواد نامید .  و اینکه قرآن بزرگترین معجزه است چراکه همه کلمات آن توسط الله گفته شده است . 

محمد تا زمانیکه که در مکه بود و دارای قدرت نظامی نبود و همچنین پیروان اندکی داشت کاملا در نقش یک پیامبر مودب و اندرزگو عمل می کرد . بارزترین نمونه این رفتار محمد سیاستی بود که خمینی دجال تا پیش از به قدرت رسیدن درپیش گرفته بود و به مردم وعده های رفاه و سعادت و خوشبختی می داد . 





۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۱, جمعه

تاریخ اسلام بخش نخست ( کودکی و جوانی محمد )


پیشگفتار 

آگاهی هر جامعه ای نسبت به تاریخش باعث رشد و پیشرفت آن جامعه می شود . در این نوشتارها سعی داریم به دور از هر گونه تعصب و توهین تنها واقعیت تاریخ اسلام را بیان نماییم . چراکه وضعیت کنونی نابسامان و خفت انگیز امروز ایرانیان گره خورده به عقاید ایرانیان که خود را هنوز هم وامدار دین اعراب می دانند می باشد و آخوند نیز بعد از 14 قرن که در کمین حکومت و به چنگ آوردن ایران بوده است موفق شد و تنها با تکیه بر ناآگاهی و تعصب مردم توانست کشور را صاحبخانه شود و مردم را اینچنین به فقر و ذلت و بردگی بکشاند . همانطور که بارها گفته ایم آخوند یک عقیده است که مانند یک غده سرطانی در وجود ایرانیان ریشه کرده و  راه نجات از دست این غده تنها آگاهی و روشنگری می باشد . هر زمان که ما بدور از تعصب و با تحقیق  واقعیت تاریخ توانستیم به این آگاهی برسیم که دین اسلام نه تنها هیچ مزیت و رستگاری ندارد بلکه تنها باعث عقب ماندگی , تفرقه , جنگ و نفرت در جامعه می شود درست در همین زمان خواهد بود که گامهای بزرگی به سوی افتخار و پیشرفت و رفاه خواهیم برداشت . این نوشتار و نوشتارهای دیگر بر پایه منابع معتبر تاریخی و بدور از تعصب و کینه ورزی منتشر خواهد شد . بسیار تاکیید می نماییم که هدف ما تنها بیان واقعیت می باشد و از آنجاییکه که فرصت رهایی و نجات از این دین را داشته ایم بنابراین از آموزه های این دین که توهین , تفرقه , نژادپرستی , کینه ورزی , دروغ و ... می باشد بشدت بیزار هستیم . 
امیدواریم که نوشتارهای چکیده ای از تاریخ اسلام بتوانند گامی هرچند کوچک اما سازنده در راه آزادی داشته باشند .


کودکی و جوانی محمد


محمد بن عبدالله در بین سالهای 567 تا 573 در مکه بدنیا آمد . پدر او پیش از بدنیا آمدن محمد و یا اندکی پس از بدنیا آمدن محمد درگذشت و آمنه مادر محمد نیز در زمانیکه او شش ساله بود درگذشت . از آنجاییکه مکه دارای آب و هوای مناسبی نبود . تازیان رسم داشتند فرزندان خود را نزد دایه های بیابان نشین اطراف مکه بسپارند . این اقدام به دو دلیل صورت می گرفت ,  اول اینکه مادران تمامی وقت خود را بجای نگهداری از بچه صرف همسرانشان  نمایند و همچنین فرزندان بیشتری برای آنان بدنیا بیاورند . دوم اینکه فرزندان در آب و هوای سالم بیایان تندرست و قوی بار می آمدند . محمد نیز به یکی از همین زنان بادیه نشین بنام حلیمه سپرده شده بود . در پایان چهارمین سالی که محمد نزد حلیمه بود حلیمه متوجه شد که محمد دچار بیماری ضعف و  غش و همچنین اوهام گویی است . به عنوان مثال کوله از اسلام شناسان شهیر به نقل از ابن اسحق تاریخ نویس شهیر عرب می نویسد که محمد برای یکی از دوستانش نقل کرده بود که زمانیکه او ( محمد ) و برادر ناتنی اش برای مراقبت از گوسفندان و شتران در بیابان بودند دو مرد سفید پوش نزد محمد آمدند سینه او را چاک دادن قلب او را بیرون آوردند و لکه سیاه درون آن را بیرون انداختند سپس قلب و بدن او را با برف شستشو دادند . گیللوم دانش پژوه شهیر اسلام شناس او رویداد را به آیه نخست  سوره الاشرح نسبت می دهد . که این آیه می گوید : (( آیا ما سینه تو را باز نکردیم ؟)) 

همین داستان باعث شد که حلیمه و همسرش از بیم آنکه مبادا ارواح خبیثه وارد بدن او شده باشند و آسیبی به آنها برسانند او را نزد آمنه مادرش بردند . بسیاری از محققین و تاریخ شناسان باور دارند که محمد از زمان کودکی دارای بیماری صرع بوده و بسیار اوهام گو بوده است . آمنه زمانیکه محمد شش ساله بود برای دیدن یکی از بستگانش با محمد به مدینه سفر کرد اما هنگام بازگشت در راه میدنه و مکه درگشت و خدمتکار او محمد را به مکه برد و او را به عبدامطلب پدربزرگ هشتاد ساله محمد سپرد . عبدالمطلب نیز پس از دوسال درگذشت او پیش از مرگش سرپرستی محمد را به ابوطالب عمویش که تاجر  پارچه و عطر بود سپرد . علت انتخاب ابوطالب برای سرپرستی محمد از بین دیگر فرزندانش این بود که ابوطالب با عبدالله پدر محمد  از یک پدر بودند و همچنین او شریف تر و مهربان تر از سایر فرزندانش بود . محمد کودکی خود را در فقر بسیار شدیدی سپری نمود و دلیل مستند آن در قرآن در آیه 6 سوره ضحی می باشد که می گوید : (( الله تو را که فرد فقیر و تنگدستی بودی توانگر کرد ))
در این زمان بود که ابوطالب برادرزاده 12 ساله خود را همراه با کاروان های تجاری از مکه به یمن و مصر و حبشه و ایران می برد . و در این مسافرتها از میان شهروندان امپراطوری بیزانتین و راهب های مقدس عبور می کرد . محمد جوان که روزگار بسیار سختی را گذرانده و همواره دارای آرزوهای بلند پروازانه بوده در این مسافرت ها فرصت داشته که با یهودیان و مسیحیان ارتباط داشته باشد و گفتگو کند و با آموزه های دین آنها آشنا شود . آشنایی محمد با ادیان مختلف و آداب و رسوم آنها و همچنین با دیدن آثار این ادیان بر اجتماعشان او را وا میداشت که در درون خود جامعه عقب مانده و بت پرست عربستان را با آنها مقایسه نماید . بسیاری از نویسندگان بر این باورند که همین مشاهدات محمد از ادیان دیگر و مقایسه آن با جامعه بت پرست و عقب مانده عربستان نقطه آغاز بوجود آمدن انگیزه ادعای پیامبری در او بود .
بیابانهای بین مکه و سوریه و یمن که محمد با کاروانهای تجاری از بین آنها تردد می کرده و همچنین دوران کودکی او نیز در اینگونه بیابان سپری شده یکی از مهمترین دلایل توهمات ذهنی او می باشد چراکه طبیعت غرق در سکوت این بیابانها ساکنین آن را معتقد به وجود جن و پری و شیطان و دیگر موجودات خیالی کرده بود . 
محمد با مشاهده اینکه پیروان مسیحیت و یهودیت و دیگر ادیانی که زیر پرچم اعتقاد به خدای واحد توانسته بودند جامعه ای متحد و مرفه بوجود آورند و در مقابل مردم عربستان که اکثریت بت پرست بودند و دارای جامعه ای بسیار فقیر و عقب مانده بودند و اتحادی بین اکثر قبایل آن نبود او را بسیار آزار می داد و همواره به متحد کردن جامعه عربستان زیر پرچم یک دین واحد فکر می کرد . و همچنین تبلیغات گسترده یهودیان و مسیحیان  ,جامعه بت پرست عربستان را رفته رفته نسبت به بت پرستی نا امید می کرد و همه این موارد باعث می شد که محمد در ذهنش خود را به عنوان بنیانگذار چنین دین واحدی متصور کند . 




۱۳۹۲ آبان ۱۹, یکشنبه

اهمیت فعالیتهای برون مرزی برای رژیم



چرا فعالیتهای برون مرزی برای رژیم اهمیت بسیار زیادی دارد ؟ 

جمهوری اسلامی سالهاست  به این مهم پی برده که ارزش و اعتباری در نزد مردم ایران ندارد بنابراین برای حفظ خود احتیاج به طرفدار دارد و برای جذب کردن این طرفداران هزینه های بسیار هنگفتی خرج می کند . هدف اصلی رژیم تبلیغ شیعه و متحد کرن همه شیعیان جهان با خود می باشد و صدالبته که اینگونه فعالیتها به هیچ عنوان برای عشق به اسلام نمی باشد بلکه فقط برای محکم تر کردن پایه های رژیم آخوندی می باشد . رژیم برای اجرای این هدف خود بسیار زیرکانه و تخصصی اقدام به ایجاد مراکز مختلف بر اساس شریط اجتمایی و سیاسی کشورهای مختلف در جهان می نماید . این مراکز که همه آنها تحت عنوان مراکز غیر دولتی در کشورهای جهان ثبت می شوند فعالیتهای جذب نیرو و جاسوسی خود را انجام می دهند . مهمترین اهداف جذب نیروهای غیرایرانی شامل این موارد می باشند :  آموزش نظامی برای مقابله درون مرزی با مردم ایران و مقابله برون مرز با دشمنان رژیم ایران , نفوذ بین ایرانی های آن کشور برای جاسوسی , ایجاد تفرقه و جدایی بین مردمی که جذب رژیم شده اند با حکومت کشور مربوطه , گسترش عقاید ضد آمریکایی و ضد اسراییلی .
رژیم برای رسیدن به این اهداف ابتدا باید مراکزی را تاسیس نماید که بظاهر هیچ نوع وابستگی به رژیم نداشته باشد و موسسه هایی کاملا غیردولتی جلوه نمایند چراکه با توجه به کارنامه سیاه جمهوری اسلامی سفارتخانه های رژیم تحت نظر سرویس های اطلاعاتی و دولتی می باشند . بنابراین مراکزی را تاسیس نموده اند که بظاهر تنها دغدغه اسلام محمدی را دارند . به عنوان مثال مجمع جهانی اهل بیت , جامعه المصطفی و مدارسی مانند المهدی و المهدیه چند نمونه از بارزترین و پرکارترین این مراکز می باشند . 
بر اساس تحقیقات انجام شده توسط بنده در کشور تایلند , رژیم جمهوری اسلامی ایران بسیار زیاد مورد علاقه شیعیان تایلند می باشد و مرکز اصلی این فعالیتهای رژیم در این کشور جامعه المصطفی می باشد . رژیم با صرف هزینه های هنگفت و فراهم آوردن امکانات بسیار خوب زندگی و تحصیلی کاملا توانسته کلیه شیعیان این منطقه را مجذوب و شیفته ولایت نماید .  لازم به تذکر است که این مراکز مستقیما از جانب بیت رهبری و حوزه علمیه مورد حمایت مالی هستند .
در حال حاضر جمهوری اسلامی بسیار زیرکانه جهان را درگیر فعالیتهای هسته ای خود نموده در حالیکه طی این سالیان دراز در حال ساختن بمبی به مراتب مخرب تر از سلاح هسته ای می باشد . سردمداران رژیم از سیاست ایجاد تفرقه اسلام ناب محمدی استفاده می کنند و همانطور که محمد بن عبدالله با این سیاست بزرگترین جنایات بشری را مرتکب شد و تمدن های بزرگی را نابود کرد و قدرتی افسانه ای را برای خود و پیروان خود کسب کرد . جمهوری اسلامی نیز با استفاده از این سیاست و با کمک خواب مردم ایران و دولتهای جهان به اهداف خود قطعا خواهد رسید .
مردم ایران و جهان در حال حاضر بازیچه یکی از مخوف ترین رژیم های تاریخ بشریت هستند و اگر مردم ایران از خواب بیدار نشوند و دولتهای جهان آینده را قربانی منافع فعلی نکنند روزهای بسیار پر آشوبی را در آینده خواهند داشت و باز هم تنها کسانی که بیشترین آسیب را خواهند دید مردم ایران هستند و اگر امروز از خواب بیدار نشوند در آینده ای بسیار نزدیک در کشور متلاشی شده و بسیار فقیری از خواب بیدار خواهند شد . برای بیدار شدن از این خواب باید تن پروری , ترس و تعصب را کنار بگذاریم در غیراینصورت زمانی فرا خواهد رسید که برای همه چیز دیر شده است . 

پاینده ایران

۱۳۹۲ شهریور ۱۲, سه‌شنبه

اصل نابودی ایران




داروین پدیده ای را به نام انتخاب طبیعی در اصل تکامل مطرح نمود که در آن موجودات زنده ای که با محیط طبیعی ناسازگار گشته اند حذف می شوند و انواعی که با محیط سازگار می شوند باقی می مانند . متاسفانه جامعه ایرانی دقیقا بر اساس همین نظریه رو به نابودی است . بر اساس مطالعات داروین موجودات زنده با محیط اطراف خود برای ادامه حیات سازگاری پیدا می کنند و خود را با محیط هماهنگ می نمایند و موجوداتی که با محیط سازگار نمی شوند نابود خواهند شد و موجوداتی که زنده خواهند ماند دچار جهش ژنتیکی می شوند تا با محیط برای ادامه حیات سازگاری پیدا کنند و نابود نشوند . جامعه در خود گمگشته ایران دقیقا دچار یک جهش سیاسی و اجتمایی  ژنتیکی شده و از آنجاییکه نتوانسته محیط را تغییر بدهد و یا بهتر بگوییم دست از تلاش برای تغییر برداشته است و حتی افرادی را هم که در تلاش برای تغییر بوده اند سرکوب کرده و نادیده گرفته است بنابراین خود با محیط سازگار شده است و بسته به تغییرات محیط خود دچار سازگاریهای جدیدی می شود . همانطوری که در جامعه ایرانی مشاهده می شود ایرانی ها حتی به بدترین آموزش ها و فرهنگ هم عادت کرده اند . و هر نوع ظلم و ستمی را بزودی فراموش می کنند و بلافاصله بر اساس پدیده انتخاب طبیعی با محیط سازگار می شوند. در برابر محدود شدن آزادی های شخصی سازگاری پیدا می کنند در برابر گرانی سازگار می شوند . به مانند قحطی زدگان به مرغ فروشی ها حمله ور می شوند در صف طولانی شیر ساعتها می ایستند  و همه این رفتارها نشان دهنده این است که هیچ گرایشی برای تغییر شرایط ندارند و کاملا سیاست سازگاری را در پیش گرفته اند . بنابراین کسانی که سازگار نمی شوند حذف خواهد شد و کسانی که سازگاری پیدا می کنند دچار نوعی جهش ژنتیکی شده و مطیع تغییرات محیط خواهند شد و این دقیقا به معنی نابودی ایران می باشد . اگر جامعه ایرانی بخواهد به پدیده انتخاب طبیعی روی آورد بزودی جامعه با هرنوع ستم و زورگویی سازگار خواهد شد . این یک مسئله بسیار جدی و علمی می باشد که در جوامع دیگر مانند آفریقا و یا جوامع زن ستیز مسلمان هم دیده می شود به عنوان مثال در جوامع زن ستیز مسلمان , یک زن این مسئله را که برده یک مرد است قبول کرده و خواسته یا ناخواسته بطور ژنتیکی با این قضیه سازگاری پیدا کرده است اما در مقابل در جوامع پیشرفته مردم هرگز اجازه نخواهند داد که عده ای محیطی را فراهم نمایند و مردم هم مجبور شوند با آن شرایط کنار بیایند و هرگز با شرایطی که بر ضد آنها می باشد سازگار نخواهند شد.
اگر اصل این نوع سازگاری را قبول کنیم بنابراین باید نابودی را هم بپذیریم .






۱۳۹۲ مرداد ۴, جمعه

هدف اصلی رژیم از ساخت انبوه مساجد


حکومت آخوندی در چند سال اخیر شدیدا نگران تعداد کم مساجد در ایران شده است و مفت خورانی را به عنوان کارشناس در رسانه ها ه خبر از رنج بردن کشور از کمبود 120 هزار مسجد و در مواردی حتی گفته شده از کمبود 250 هزار مسجد میدهند . براستی چرا رژیم تاکید به ساخت مساجد دارد ؟ و در این کار هم بسیار مصمم است .

دلیل اول مشخص است که رژیم سعی دارد مهمترین دلیل بقای خود را تقویت کند یعنی تقویت اسلام و خرافات و ساختن یک کشور کاملا اسلامی . آنقدر اسلامی که وجود مسجد برای هر محله ای از وجود یک بقالی آشنا تر باشد . صدای قرآن و اذان  هر چه بیشتر در روح و روان جوانان و نوجوانان تاثیر بگذارد و مساجد به هر بهانه ای که شده مراسمی برگزار کنند تا یک سری آخوند مفت خور به شستشوی مغزی جوانان که در زندان بزرگی بنام ایران هستند بپردازد . این دلیل برای رژیم خیلی اهمیت دارد اما دلیل اصلی از ساخت مساجد نیست .
دلیل دوم رژیم که سیاست بسیار جدیدی است و رژیم را بر آن داشته که با تمام قدرت خود اقدام به ساخت روز افزون مساجد  کند تاسیس یک اداره اطلاعات با پوشش مسجد در هر محله است . سازمان اطلاعات در هر مسجدی نیروهای خود را سازماندهی کرده تا کوچکترین حرکات و اعمال اهالی یک محله را زیر نظر داشته باشد . با توجه به اینکه روز به روز به تعداد مخالفان رژیم افزوده می شود و رژیم هم ایران را بسوی یک کشوری با حکومت نظامی سوق میدهد بنابراین نیاز به کنترل بیش از پیش مردم دارد و برای این کنترل مساجد را تبدیل به پایگاه های اطلاعاتی بسیار سازمان یافته نموده که تمامی رفت و آمد ها به درون مسجد و هر محله  زیر نظر دارد .در گذشته نیروی بسیج در مساجد فقط به فعالیتهای عقیدتی می پرداختند اما نیروهای بسیج در مساجد جای خود را به نیروهای اطلاعاتی داده اند تا بصورت کاملا حرفه ای مردم را زیرنظر داشته باشند بدون اینکه مردم از وجود آنها در مساجد مطلع باشند .