۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه

تاریخ اسلام بخش هفتم ( زن در قرآن )





زن در قرآن 


همانطور که پیش تر بیان کردیم و با توجه به دستورات و آیه های صریح قرآن ثابت شد که انسان در اسلام دارای هیچ گونه حقی نیست و در بخش های بعدی بیشتر به قوانین غیرانسانی اسلام و قرآن خواهیم پرداخت . اما مسئله ای که بسیار بی شرمانه در قرآن از آن یاد شده نادیده گرفتن حقوق زن در قرآن است و اینکه اصولا زن در اسلام و قرآن دارای ارزش انسانی نیست و فقط مانند یک کالا می باشد که کاملا تحت اختیار صاحب خود یعنی مرد است حتی در جنگ هم زن در ردیف غنیمت جنگی به حساب می آید . دراینجا به بررسی تعدادی آیه از قرآن می پردازیم که بسیار وقیحانه و بیشرمانه زن را کالایی بی ارزش می داند . مرد صاحب زن می باشد و زن باید فرمانبردار صاحب خود باشد و حق هیچگونه اعتراضی ندارد و در صورت اعتراض مرد حق دارد او را کتک بزند . ارزش وجودی زن نصف ارزش مرد می باشد . احساسات زن هیچ ارزشی ندارد بنابراین مرد می تواند چهار زن رسمی و بی نهایت زن غیررسمی  وبرده داشته باشد . زن حقی برای طلاق ندارد ولی در عوض مرد بدون هیچ تشریفاتی می تواند زن را طلاق دهد بدون اینکه جوابگوی کسی باشد . این موارد و صدها موارد دیگر در قرآن و احادیث آشکارا زن را موجودی بی ارزش می شمارد . 

بر اساس تاریخ الطبری محمد در حج الوداع زنان را با چهارپایان مقایسه می کند :
" الله اجازه داده که زنهایتان را در اتاق های جداگانه زندانی کنید و بزنید اما نه بسیار شدید و هنگامیکه از نافرمانی دست کشیدند خوراک و پوشاک آنان را تامین کنید و با نیکی با آنها رفتار کنید زیرا آنها مانند حیوانات دست آموز شما می باشند و در نفس مالک چیزی نیستند ."


برتری مرد بر زن :

سوره بقره آیه 228 : و زنان طلاق داده شده، بايد مدت سه پاكى انتظار كشند، و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان دارند، براى آنان روا نيست كه آنچه را خداوند در رحم آنان آفريده، پوشيده دارند؛ و شوهرانشان اگر سر آشتى دارند، به بازآوردن آنان در اين [مدّت‌] سزاوارترند. و مانند همان [وظايفى‌] كه بر عهده زنان است، به طور شايسته، به نفع آنان [بر عهده مردان‌] است، و مردان بر آنان درجه برترى دارند، و خداوند توانا و حكيم است.

حق کتک زدن زن :

سوره نساء آیه 34 : مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.

زن نصف مرد  ارث می برد   :

سوره نساء آیه 11 : حکم خدا در حق فرزندان شما این است که پسر دو برابر دختر ارث برد، پس اگر همه دختر و بیش از دو تن باشند فرض همه دو ثلث [فرض‌ها یعنی سهمیه‌های معیّن ارث، شش نوع است: نصف، رُبع (یک چهارم)، ثُمن (یک هشتم)، سُدس (یک ششم)، ثلث (یک سوم)، ثُلُثان (دو سوم).] ترکه است، و اگر یک دختر باشد نصف، و فرض هر یک از پدر و مادر یک سُدس تَرَکه است در صورتی که میّت را فرزند باشد و اگر فرزند نباشد و وارث منحصر به پدر و مادر بود، در این صورت مادر یک ثلث می‌برد (باقی را پدر)، و اگر میّت را برادرانی باشد در این فرض مادر یک سُدس خواهد برد، پس از آنکه حقّ وصیّت و بدهی که به مال میّت تعلق گرفته جدا شود. شما این را که پدران و فرزندان کدام یک به خیر و صلاح (و به ارث بردن) به شما نزدیکترند نمی‌دانید. (این احکام) فریضه‌ای است که خدا معیّن فرموده، که خدا به هر چیز دانا و آگاه است.

سوره نساء آیه 176 : (ای پیغمبر) از تو درباره کلاله (یعنی برادر و خواهر پدری یا پدری و مادری) فتوا خواهند، بگو: خدا چنین فتوا می‌دهد که هر گاه کسی بمیرد در حالی که فرزند نداشته باشد و او را خواهری باشد، وی را نصف ترکه است و او نیز از خواهر ارث برد اگر خواهر را فرزند نباشد. و اگر میت را دو خواهر باشد آنها را دو ثلث ترکه است. و اگر میت را چندین برادر و خواهر است در این صورت ذکور دو برابر اِناث ارث برند. خدا (احکام خود را) برای شما بیان می‌کند تا گمراه نشوید، و خدا به همه چیز دانا است.

زنان مشرک اگر بسیار زیبا هستند و نمی توانید جلوی شهوت خود را بگیرید ابتدا به زور شمشیر آنان را مسلمان کنید سپس به رختخواب ببرید :

سوره بقره آیه 221 : و با زنان مشرك ازدواج مكنيد، تا ايمان بياورند. قطعاً كنيز با ايمان بهتر از زن مشرك است، هر چند [زيبايى‌] او شما را به شگفت آورد. و به مردان مشرك زن مدهيد تا ايمان بياورند. قطعاً برده با ايمان بهتر از مرد آزاد مشرك است، هر چند شما را به شگفت آورد. آنان [شما را] به سوى آتش فرا مى‌خوانند، و خدا به فرمان خود، [شما را] به سوى بهشت و آمرزش مى‌خواند، و آيات خود را براى مردم روشن مى‌گرداند، باشد كه متذكر شوند.

زن چیست ؟ کشتزار مرد :

سوره بقره آیه 223 : زنان شما کشتزار شمایند، پس (برای کشت فرزند صالح) بدانها نزدیک شوید هرگاه (مباشرت آنان) خواهید، و چیزی برای خود پیش فرستید و خدا ترس باشید و بدانید که محققا نزد خدا خواهید رفت. و (ای رسول) اهل ایمان را بشارت ده.

مجوز داشتن چهار زن رسمی :

سوره نساء آیه 3 : و اگر در اجراى عدالت ميان دختران يتيم بيمناكيد، هر چه از زنان [ديگر] كه شما را پسند افتاد، دو دو، سه سه، چهار چهار، به زنى گيريد. پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد، به يك [زن آزاد] يا به آنچه [از كنيزان‌] مالك شده‌ايد [اكتفا كنيد]. اين [خوددارى‌] نزديكتر است تا به ستم گراييد [و بيهوده عيال‌وار گرديد].


زنان شوهرداری که به غنیمت گرفته شوند حلال هستند :

سوره نساء آیه 24 : و زنان شوهردار [نيز بر شما حرام شده است‌] به استثناى زنانى كه مالك آنان شده‌ايد؛ [اين‌] فريضه الهى است كه بر شما مقرر گرديده است. و غير از اين [زنان نامبرده‌]، براى شما حلال است كه [زنان ديگر را] به وسيله اموال خود طلب كنيد -در صورتى كه پاكدامن باشيد و زناكار نباشيد- و زنانى را كه متعه كرده‌ايد، مَهرشان را به عنوان فريضه‌اى به آنان بدهيد، و بر شما گناهى نيست كه پس از [تعيين مبلغ‌] مقرر، با يكديگر توافق كنيد [كه مدت عقد يا مَهر را كم يا زياد كنيد]؛ مسلماً خداوند داناى حكيم است.

زناشویی با کنیزان :

سوره نساء آیه 25 : و هر كس از شما، از نظر مالى نمى‌تواند زنان [آزاد] پاكدامن با ايمان را به همسرى [خود] درآورد، پس با دختران جوانسال با ايمان شما كه مالك آنان هستيد [ازدواج كند]؛ و خدا به ايمان شما داناتر است. [همه‌] از يكديگريد. پس آنان را با اجازه خانواده‌شان به همسرى [خود] درآوريد و مَهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنكه‌] پاكدامن باشند نه زناكار، و دوست‌گيران پنهانى نباشند. پس چون به ازدواج [شما] درآمدند، اگر مرتكب فحشا شدند، پس بر آنان نيمى از عذاب [=مجازات‌] زنان آزاد است. اين [پيشنهاد زناشويى با كنيزان‌] براى كسى از شماست كه از آلايش گناه بيم دارد؛ و صبر كردن، براى شما بهتر است، و خداوند آمرزنده مهربان است.

منع آزادی در پوشش برای زن :

سوره نور آیه 31 : و به زنان با ايمان بگو: «ديدگان خود را [از هر نامحرمى‌] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعاً از آن پيداست. و بايد روسرى خود را بر گردن خويش [فرو ]اندازند، و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش‌] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن‌] بى‌نيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‌اند، آشكار نكنند؛ و پاهاى خود را [به گونه‌اى به زمين‌] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى‌دارند معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى [از مرد و زن‌] به درگاه خدا توبه كنيد، اميد كه رستگار شويد.

صدور مجوز برای ازدواج های محمد و همخوابی با کنیزان :

سوره احزاب آیه 37 : و آنگاه كه به كسى كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نيز] به او نعمت داده بودى، مى‌گفتى: «همسرت را پيش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار» و آنچه را كه خدا آشكاركننده آن بود، در دل خود نهان مى‌كردى و از مردم مى‌ترسيدى، با آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى. پس چون زيد از آن [زن‌] كام برگرفت [و او را ترك گفت‌] وى را به نكاح تو درآورديم تا [در آينده‌] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان -چون آنان را طلاق گفتند- گناهى نباشد، و فرمان خدا صورت اجرا پذيرد.

سوره احزاب آیه 50 : اى پيامبر، ما براى تو آن همسرانى را كه مَهْرشان را داده‌اى حلال كرديم، و [كنيزانى‌] را كه خدا از غنيمت جنگى در اختيار تو قرار داده، و دختران عمويت و دختران عمه‌هايت و دختران دايى تو و دختران خاله‌هايت كه با تو مهاجرت كرده‌اند، و زن مؤمنى كه خود را [داوطلبانه‌] به پيامبر ببخشد-در صورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد. [اين ازدواج از روى بخشش‌] ويژه توست نه ديگر مؤمنان. ما نيك مى‌دانيم كه در مورد زنان و كنيزانشان چه بر آنان مقرر كرده‌ايم، تا براى تو مشكلى پيش نيايد، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.

سوره احزاب آیه 51 : نوبت هر كدام از آن زنها را كه مى‌خواهى به تأخير انداز و هر كدام را كه مى‌خواهى پيش خود جاى ده، و بر تو باكى نيست كه هر كدام را كه ترك كرده‌اى [دوباره‌] طلب كنى. اين نزديكتر است براى اينكه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگى‌شان به آنچه به آنان داده‌اى خشنود گردند، و آنچه در دلهاى شماست خدا مى‌داند، و خدا همواره داناى بردبار است.



سوره احزاب آیه 52 : (ای رسول) بعد از این (زنان) دیگر نه عقد هیچ زن بر تو حلال است و نه مبدّل کردن این زنان به دیگر زن هر چند از حسنشان به شگفت آیی و بسیار در نظرت زیبا آیند مگر که کنیزی مالک شوی. و خدا بر هر چیز (و بر حدودش) مراقب و نگهبان است.
لازم به ذکر است که آیه بالا در نتیجه اعتراض زنان محمد به خصوص عایشه به زن بارگی او و برای متوقف کردن او از ازدواج کردن 

سوره تحریم آیه 1 : ای پیغمبر گرامی برای چه آن را که خدا بر تو حلال فرمود تو بر خود حرام می‌کنی تا زنانت را از خود خشنود سازی؟ در صورتی که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است
 در تفسیر وارد است که روزی حَفْصه با اجازه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به خانه پدرش عمر رفت، پیغمبر با ماریه در حجره حَفْصه خلوت کرد. ناگه او رسید و غوغا انگیخت که تو در حجره من با کنیزی خلوت کردی و آبروی مرا نزد زنانت بردی. حضرت برای خشنودی او فرمود: من ماریه را بر خود حرام کردم ولی این سرّ نزد تو است با هیچ کس مگوی. او به فور عایشه را هم آگه ساخت، او هم با رسول راجع به ماریه گفتگو کرد. حضرت سوگند خورد که ماریه را ترک گوید. آن دو زن شاد شدند و این آیه نازل گردید).

الله زنان محمد را تهدید می کند :

سوره تحریم آیه 5 : امید است که اگر پیغمبر شما را طلاق داد خدا زنانی بهتر از شما به جایتان با او همسر کند که همه با مقام تسلیم و ایمان و خضوع اطاعت کنند و اهل توبه و عبادت باشند و رهسپار (طریق معرفت)، چه بکر چه غیر بکر.
  ذکر این آیه هم خالی از لطف نیست چراکه محمد بعد از اینکه همبستر شدن با تعداد نامحدودی از کنیزان را برای خود از جانب الله مشروع می سازد دست به تهدید زنان خود می زند که اگر از اعتراض کردن دست نکشند الله زنان بهتری به محمد می دهد . 

 بر اساس آیات آشکار و روشن قرآن زن یک کالا , وسیله ای برای بدنیا آوردن فرزند و وسیله ای برای صرفا ارضای میل جنسی مرد می باشد . و اینکه که تا چه اندازه الله نگران شهوات جنسی محمد بوده و مجوزهای لازم را برای او صادر نموده است . همه این آیه ها نشان دهنده بی ارزش بودن زن در اسلام و قرآن می باشد .  













۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

تاریخ اسلام بخش ششم ( جهاد , تروریسم مقدس )



جهاد , تروریسم مقدس


" جهاد بالاترین عبادت در اسلام است و همچنین مهمترین وظیفه یک مسلمان بر اساس قرآن , جهاد می باشد " 

جهاد در لغت به معنی سعی و کوشش می باشد و از نظر قرآن جهاد به معنی سعی و کوشش بسیار زیاد در راه الله است . بنیان اسلام بر پایه جهاد یا همان جنگ مقدس دائمی در راه الله می باشد و به مسلمانان تکلیف می کند که با زور شمشیر مردم را وادار به پذیرش اسلام کنند و یا آنها را بکشند و یا از سرزمینشان بیرون کنند . بنابراین دین اسلام با هدف جهاد و بر پایه جهاد بوجود آمد . و بر همین اساس هم آیه های زیادی در قرآن به اهمیت جهاد تاکید بسیار خاص داشته و بهترین پاداش ها را برای جهادگر یا همان تروریست اسلامی در نظر گرفته است : 

 سوره الصف آیه های 10 تا 13 : 
(10) ای اهل ایمان، آیا شما را به تجارتی سودمند که شما را از عذاب دردناک (آخرت) نجات بخشد دلالت کنم؟
(11) به خدا و رسول او ایمان آرید و به مال و جان در راه خدا جهاد کنید، که این کار (از هر تجارت) اگر دانا باشید برای شما بهتر است.
(12) تا گناهانتان را بر شما ببخشايد، و شما را در باغهايى كه از زير [درختان‌] آن جويبارها روان است و [در] سراهايى خوش، در بهشتهاى هميشگى درآورد. اين [خود] كاميابى بزرگ است.
(13) و باز تجارتی دیگر که آن را هم دوست دارید نصرت و یاری خدا (در جنگ) و فتح نزدیک (سپاه اسلام) است، و اهل ایمان را (به این دو نعمت) بشارت ده.

سوره بقره آیه 190 :
و در راه خدا با آنان که به جنگ و دشمنی شما برخیزند جهاد کنید، لکن از حد تجاوز نکنید که خدا متجاوزان را دوست ندارد.

سوره انفال آیه 39 :
و با آنان بجنگيد تا فتنه‌اى بر جاى نماند و دين يكسره از آنِ خدا گردد. پس اگر [از كفر] بازايستند قطعاً خدا به آنچه انجام مى‌دهند بيناست.

سوره بقره آیه 216 :
بر شما جنگ واجب شده است، در حالى كه براى شما ناگوار است. و بسا چيزى را خوش نمى‌داريد و آن براى شما خوب است، و بسا چيزى را دوست مى‌داريد و آن براى شما بد است، و الله مى‌داند و شما نمى‌دانيد.

سوره نساء آیه 84 :
پس (ای پیغمبر) تو خود تنها در راه خدا به کارزار برخیز، که جز بر خودت مکلف نیستی و مؤمنان را نیز ترغیب کن، باشد که خدا آسیب کافران را از شما بازدارد، که قدرت خدا بیشتر و عذابش سخت‌تر است.


سوره مائده آیه 35 :
ای اهل ایمان، از خدا بترسید و به سوی او وسیله جویید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.

سوره انفال آیه 65 : 
ای رسول، مؤمنان را بر جنگ ترغیب کن که اگر بیست نفر از شما صبور و پایدار باشند بر دویست نفر غالب خواهند شد و اگر صد نفر بوده بر هزار نفر از کافران غلبه خواهند کرد، زیرا آنها گروهی بی‌دانشند.

سوره توبه آیه 73 :
ای پیغمبر با کافران و منافقان جهاد و مبارزه کن و بر آنها بسیار سخت‌گیر، و مسکن و مأوای آنها دوزخ است که بسیار بد بازگشتگاه و منزلگاهی است.


سوره توبه آیه 123:
ای اهل ایمان، با کافران از آنان که با شما نزدیکترند شروع به جهاد کنید و باید کفار در شما درشتی و نیرومندی و قوت و پایداری حس کنند، و بدانید که خدا همیشه با پرهیزکاران است.

سوره الحج آیه 78 :
و حق جهاد در راه او را (با دشمنان دین و با نفس امّاره) به جای آرید (و در طلب رضای او به قدر طاقت بکوشید) او شما را برگزیده (و به دین خود سرافراز کرده) و در مقام تکلیف بر شما مشقت و رنج ننهاده (و این آیین اسلام) مانند آیین پدر شما ابراهیم (خلیل است)، او (خدا) شما امت را پیش از این (در صحف او) و در این قرآن مسلمان نامیده تا این رسول بر شما و شما بر سایر خلق گواه (خداپرستی) باشید، پس نماز به پا دارید و زکات بدهید و به خدا (و کتاب او) متوسل شوید، که او مولی (و پادشاه و نگهبان و حافظ و ناصر) شماست و نیکو مولی و نیکو ناصری است.



سوره حجرات آیه 49 :
منحصرا مؤمنان واقعی آن کسانند که به خدا و رسول او ایمان آوردند و بعدا هیچ گاه شک و ریبی به دل راه ندادند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند. اینان به حقیقت راستگو هستند.

سوره محمد آیه 4 :
شما مؤمنان چون (در میدان جنگ) با کافران رو به رو شوید باید (شجاعانه) آنها را گردن زنید تا آن گاه که از خونریزی بسیار دشمن را از پا در آوردید پس از آن، اسیران جنگ را محکم به بند کشید که بعدا یا بر آنها منّت نهید (و آنها را آزاد گردانید) یا فدا گیرید تا در نتیجه جنگ سختیهای خود را فروگذارد. این حکم فعلی است، و اگر خدا بخواهد خود از کافران انتقام می‌کشد (و همه را بی زحمت جنگ شما هلاک می‌کند) و لیکن (با این جنگ کفر و ایمان) می‌خواهد شما را به یکدیگر امتحان کند، و آنان که در راه خدا کشته شدند خدا هرگز اعمالشان را ضایع نگرداند.

سوره فرقان آیه 52 :
پس تو هرگز تابع کافران مباش و با آنها چنان که مخالفت قرآن و دین حق کنند سخت جهاد و کارزار کن.

سوره توبه آیه 5 :
پس چون ماههای حرام (ذیقعده، ذیحجه، محرم و رجب که مدت امان است) درگذشت آن‌گاه مشرکان را هر جا یابید به قتل برسانید و آنها را دستگیر و محاصره کنید و هر سو در کمین آنها باشید، چنانچه توبه کرده و نماز به پا داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بدارید، که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.

... اما محمد بر خلاف این آیه عمل کرده و اولین غارت و خونریزی را چنانچه در قبل گفته شد در ماه حرام انجام داد .


دانشنامه بریتانیکا جهاد را اینگونه تعریف می کند :
جهاد ( جنگ و نبرد ) وظیفه دینی می باشد که برای گسترش اسلام بر عهده مسلمانان گذاشته شده است . جهاد در فرهنگ اسلام هرگونه مخالفتی با اصول و باورهای اسلام را در بر می گیرد و اغلب به چنگ مقدس تعبیر شده است .

مسلمانان و مدافعان سرسخت اسلام بسیار تلاش دارند با واژه جهاد بازی کنند تا تعبیری غیر از معنی کشتن و جنگ برای آن در نظر بگیرند اما قرآن آشکارا مسلمانان را به جنگ و خونریزی ترغیب می کند و البته بسیاری از مسلمانان هم این موضوع را قبول دارند و با افتخار و به عنوان یک وظیفه از آن یاد می کنند تا به دستور قرآن مبنی بر اینکه جهاد وظیفه هر مسلمانیست عمل کرده باشند :

سوره نساء آیه 74 :
پس کسانی باید در راه خدا جهاد کنند که (دست از جان شسته‌اند و) زندگی این جهان را به آن جهان می‌فروشند. و هر کس در راه خدا جهاد کند و کشته شود یا فاتح گردد، زود باشد که او را اجری عظیم دهیم.


سوره نساء آیه 77 :
آیا نمی‌نگری به حال مردمی که (گفتند: به ما اجازه جنگ ده و) به آنها گفته شد: اکنون از جنگ خودداری کرده، به نماز و زکات قیام کنید؛ پس آن‌گاه که بر آنها حکم جهاد آمد در آن هنگام گروهی از آنان به همان اندازه که باید از خدا ترسند یا بیش از آن، از مردم ترسیدند و گفتند: ای خدا، چرا بر ما حکم جنگ را فرض کردی؟ چرا عمر ما را تا اجل نزدیک طبیعی به تأخیر نیفکندی؟ بگو: زندگانی دنیا متاعی اندک است و جهان آخرت برای هر کس که خداترس باشد بهتر از دنیاست، و (در آنجا) کمترین ستمی به شما نخواهد شد. 

سوره نساء آیه 95 :
هرگز مؤمنانی که بدون عذر از جهاد بازنشستند با آنان که به مال و جان در راه خدا جهاد کنند یکسان نخواهند بود، خدا مجاهدان (فداکار) به مال و جان را بر بازنشستگان (از جهاد) بلندی و برتری بخشیده و همه (اهل ایمان) را وعده پاداش نیکو فرموده، و خداوند مجاهدان را بر بازنشستگان به اجر و ثوابی بزرگ برتری داده است.

ابته لازم به ذکر است که عقیده جهاد در بعضی موارد در دو مذهب شیعه و سنی با هم فرق می کند به عنوان مثال اهل تسنن جهاد با مذاهب دیگر اسلام را مجاز نمی داند اما شیعیان دوازده امامی جهاد با هر مذهب مسلمان غیر شیعه را مجاز می داند . 

قبل از تشکیل اسلام هم بین قبایل عرب چنگ و غارت بود و اعراب آن را امری غرورآفرین می دانستند . کاری که اسلام انجام داد این بود که قبایل عرب را در زیر سایه  جهاد با هم متحد کرد تا به جای جنگ و غارت یکدیگر به غارت دیگران بپردازند و به واقع همین تئوری جهاد بود که توانست حکومت اسلامی را برپا نگاه دارد و بدینگونه برای اولین بار یک دین تروریستی بر پایه های جهاد که با مجوز الله مشروع و قانونی شده بوجود آمد .

به تحقیق می توان گفت که انگیزه جهاد در اسلام برای رسیدن به دو هدف می باشد :

هدف اول فوری و کوتاه مدت است و اهداف آن گسترش اسلام از طریق جنگ , نابود کردن کفار , گرفتن مالیات , غارت اموال و دارایی و اسیر کردن زن و فرزند مغلوب شدگان است .
هدف دوم که یک هدف بلند مدت می باشد و آنهم اسلامی کردن تمامی بشریت است . 

 صد البته رفتار و اقدامات مسلمان حتی امروز هم این اهداف را ثابت کرده چراکه مسلمانان جهاد را بالاترین عبادت می دانند و هدفشان بر پایه قرآن نابود کردن دیگر ملل و به بردگی کشیدن آنان زیر پرچم اسلام می باشد . در نتیجه جهاد بالاترین عبادت  برای مسلمانان می باشد و جنگ با دیگر ملل و دستیابی به اهداف ذکر شده مهمترین وظیفه یک مسلمان است که نه تنها در اسلام و قرآن کسی از آن (جهاد) منع نشده بلکه هر مسلمان ملزم شده تا در راه گسترش اسلام بجنگد , خون بریزد و غارت کند و بداند که هر چقدر در راه الله بیشتر بجنگد پاداش بزرگتری خواهد داشت . بنابراین کسانی که گمان می کنند دین اسلام هم می تواند یک دین صلح باشد در خواب عمیقی بسر می برند و کشورهای پیشرفته ای که امروزه سعی می کنند که بر پایه حقوق بشر و صلح دوستی با مسلمانان کنار بیایند باید بدانند که اسلام برای نابود کردن و قتل و غارت بوجود امده است و نه برای هیچ هدف دیگری . بسیار ساده لوحانه است از یک مسلمان که بزرگترین عبادت و وظیفه اش جهاد است انتظار داشت که اسلحه خود را زمین بگذارد و با منطق و صلح در کنار دیگر ادیان و باورها زندگی کند .  



۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۷, پنجشنبه

تاریخ اسلام بخش پنجم ( قرآن , قانون اساسی دین اسلام )


قرآن ,   قانون اساسی دین اسلام 


قرآن قانون اساسی دین اسلام بشمار می رود که به ادعای محمد و باور مسلمانان در لوح محفوظ بوده و سپس بر محمد نازل شده است . این بدین معنی می باشد که قرآن کلمات الله می باشد و هیچگونه تغییری در آن نمی توان داد و با هیچ نوشته و کتاب دیگری هم قابل مقایسه نمی باشد . قرآن دارای 114 سوره می باشد که به گفته محمد 88 سوره آن در زمانی که در مکه اقامت داشته بر او نازل شده و 26 سوره آن پس از فرار از مکه به مدینه بر او نازل شده است . قرآن بزرگترین وسیله شیادی محمد بود چراکه تمامی کلمات آنرا گفته خداوند دانسته و فقط بر محمد وحی شده که آن را به اطلاع مردم برساند  بنابراین هر گونه مسئولتی را از خود سلب می کند و به گردن الله می اندازد . . محمد را می توان باهوش ترین شیادی نامید که در تاریخ بشریت وجود داشته است چراکه با زیرکی تمام تمامی اهداف و اقدامات خود را به الله و گفته الله نسبت می دهد و خود را فقط مجری خواسته های الله می داند بنابراین بر مومنین جایی برای شک و پرسش نمی گذارد . بسیاری از مسلمانان غیر عرب زبان , قرآن را می خوانند و معنی آن را به زبان خود نمی دانند و برخی هم می خوانند و معنی آن را می فهمند , هیچ انسان عاقلی نمی تواند وجود داشته باشد که قرآن را بخواند وبه ضد و نقیض بودن و بی محتوا بودن و بی معنی بودن آن پی نبرد مگرآنکه تعصب چشمان او را کور کرده و عقل او را از کار انداخته باشد . بعنوان مثال اگر در قانون اساسی یک کشوری قتل و تجاوز و دزدی مجاز شمرده شود باعث طغیان همه افراد آن جامعه از هر دسته و گروهی می شود اما همه موارد غیرانسانی و تروریستی در قرآن نوشته شده اما چون مسلمانان آنرا کلام خدا می دانند نمی توانند با آن مخالفت کنند و در مورد آن تردید نمایند .   بخصوص اینکه محمد به کرات در خود قرآن و از جانب الله قرآن را ستایش نموده و به دروغگویی درباره عظمت و مزایای آن پرداخته است :

سوره البروج آیه 22 : که در لوحی محفوظ است

سوره یونس آیه 38 : يا مى‌گويند: «آن را به دروغ ساخته است؟» بگو: «اگر راست مى‌گوييد، سوره‌اى مانند آن بياوريد، و هر كه را جز خدا مى‌توانيد، فرا خوانيد.»

سوره الانعام آیه 155 : و سخن پروردگارت به راستى و داد، سرانجام گرفته است؛ و هيچ تغييردهنده‌اى براى كلمات او نيست؛ و او شنواى داناست.

سوره الکهف آیه 1 : ستایش و سپاس مخصوص خداست که بر بنده خاص خود (محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) این کتاب بزرگ (قرآن) را نازل کرد و در آن هیچ نقص و کژی ننهاد.

سوره النساء آیه 82 : آیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمی‌نگرند؟ و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلافی بسیار می‌یافتند.

سوره هود آیه 1 : الر (اسرار این حرف نزد خدا و رسول است)، این قرآن کتابی است دارای آیاتی محکم که از جانب خدایی حکیم و آگاه به تفصیل و بسیار روشن بیان گردیده است.

سوره الرعد آیه 27 : و بدين سان آن [قرآن‌] را فرمانى روشن نازل كرديم، و اگر پس از دانشى كه به تو رسيده [باز] از هوسهاى آنان پيروى كنى، در برابر خدا هيچ دوست و حمايتگرى نخواهى داشت.

سوره الجن آیه 1 : بگو: «به من وحى شده است كه تنى چند از جنّيان گوش فرا داشتند و گفتند: راستى ما قرآنى شگفت‌آور شنيديم.

سوره یونس آیه 61 : و در هيچ كارى نباشى و از سوى او [=خدا] هيچ [آيه‌اى‌] از قرآن نخوانى و هيچ كارى نكنيد، مگر اينكه ما بر شما گواه باشيم آنگاه كه بدان مبادرت مى‌ورزيد. و هم‌وزن ذرّه‌اى، نه در زمين و نه در آسمان از پروردگار تو پنهان نيست، و نه كوچكتر و نه بزرگتر از آن چيزى نيست، مگر اينكه در كتابى روشن [درج شده‌] است.

سوره الانعام آیه 59 : و كليدهاى غيب، تنها نزد اوست. جز او [كسى‌] آن را نمى‌داند، و آنچه در خشكى و درياست مى‌داند، و هيچ برگى فرو نمى‌افتد مگر [اينكه‌] آن را مى‌داند، و هيچ دانه‌اى در تاريكيهاى زمين، و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت ]است.

سوره سبا آیه 3 : و كسانى كه كافر شدند، گفتند: «رستاخيز براى ما نخواهد آمد.» بگو: «چرا، سوگند به پروردگارم كه حتماً براى شما خواهد آمد. [همان‌] داناى نهان‌[ها] كه هموزن ذره‌اى، نه در آسمانها و نه در زمين، از وى پوشيده نيست، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر از آن است مگر اينكه در كتابى روشن [درج شده‌] است.»
نمونه های ذکر شده مواردی هستند که محمد با اعتماد به نفس تمام از قرآن حمایت می کند و آن را کلام تغییر ناپذیر و تردید ناپذیر الله میداند و بدینوسیله مسلمانان را مجبور می کند تا بدون تامل و چون و چرا تمامی محتوای کتابش را با جان و دل قبول کرده و به آن عمل کنند .

در قرآن هیچ حقی برای بشر عنوان نشده و همه را تسلیم اوامر و خواسته های الله می داند و دارای هیچ حق انسانی و آزادی تفکر و بیان ندارد و فقط می بایست به آنچه الله از طریق پیامبر شیادش بیان کرده عمل کند و حق مخالفت و ابراز عقیده ندارد . و در کل اسلام به زندگی یک دید سیاه و سفید دارد بدینگونه که یا مسلمان هستی و یا نیستی ! و چیزی بین این دو وجود ندارد و الله نیز فقط مسلمان بودن را به رسمیت می شناسد .
قرآن را می توان کامل ترین کتاب نوشته شده ای دانست که از بشر هر گونه حقی را گرفته و حتی به آن رنگ تقدس نیز داده است :

سوره الذریات آیه 56 : و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند.

سوره احزاب آیه 36 : و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‌اش به كارى فرمان دهند، براى آنان در كارشان اختيارى باشد؛ و هر كس خدا و فرستاده‌اش را نافرمانى كند قطعاً دچار گمراهى آشكارى گرديده است.

قرآن هیچ ارزشی برای ذات بشر قائل نیست و تنها دلیل آفرینش مخلوقات را پرستش بی چون و چرای الله می داند . و حتی در مواردی الله هم باید به محمد احترام بگذارد :

سوره الاحزاب آیه 56 : خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‌فرستند. اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، بر او درود فرستيد و به فرمانش بخوبى گردن نهيد.


تلاشهای الله برای ارضای امیال جنسی محمد در قرآن


محمد که پس از مرگ خدیجه عقده های جنسی خود را بروز داد و بسیار بی شرمانه و شیادانه از الله برای مجاز دانستن ارضای امیال جنسی اش استفاده کرده است وهر آنکه را خواسته به چنگ آورده و مجوزش را هم از الله گرفته و در لوحی که محفوظ و مکتوب بوده نوشته است . طوریکه 20 آیه از 73 آیه سوره احزاب به ازدواج های او با زنان گوناگونحتی زن پسر خوانده اش پرداخته است .

تمامی آیه های سوره تحریم قرآن به بحرانی که بین محمد و همسرانش در نتیجه همخوابی خارج از نوبت او با یکی از صیغه هاش بوجود آمد پرداخته است :

 سوره التحریم آیه 1 : اى پيامبر، چرا براى خشنودى همسرانت، آنچه را خدا براى تو حلال گردانيده حرام مى‌كنى؟ خدا[ست كه‌] آمرزنده مهربان است.

سوره التحریم آیه 3 : و چون پيامبر با يكى از همسرانش سخنى نهانى گفت، و همين كه وى آن را [به زن ديگر] گزارش داد و خدا [پيامبر] را بر آن مطلع گردانيد [پيامبر] بخشى از آن را اظهار كرد و از بخشى [ديگر] اعراض نمود. پس چون [مطلب‌] را به آن [زن‌] خبر داد، وى گفت: «چه كسى اين را به تو خبر داده؟» گفت: «مرا آن داناى آگاه خبر داده است.»

سوره التحریم آیه 4 : اگر [شما دو زن‌] به درگاه خدا توبه كنيد [بهتر است‌]، واقعاً دلهايتان انحراف پيدا كرده است. و اگر عليه او به يكديگر كمك كنيد، در حقيقت، خدا خود سرپرست اوست، و جبرئيل و صالح مؤمنان [نيز ياور اويند] و گذشته از اين، فرشتگان [هم ]پشتيبان [او] خواهند بود.

سوره التحریم آیه 5 : اگر پيامبر، شما را طلاق گويد، اميد است پروردگارش همسرانى بهتر از شما: مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه كار، عابد، روزه‌دار، بيوه و دوشيزه به او عوض دهد.

در مابقی آیه ها سوره التحریم هم به سیاست کهنه خود یعنی پاداش و جزا پرداخته است .

و حتی الله محمد را از آداب ورسوم ازدواج که برای دیگر مومنان قرار داده معاف می کند و به محمد اختیار کامل می دهد که بدون توجه به هیچ آداب و رسومی هرآنکه را می خواهد به رختخواب خود ببرد :

سوره الاحزاب آیه 50 : اى پيامبر، ما براى تو آن همسرانى را كه مَهْرشان را داده‌اى حلال كرديم، و [كنيزانى‌] را كه خدا از غنيمت جنگى در اختيار تو قرار داده، و دختران عمويت و دختران عمه‌هايت و دختران دايى تو و دختران خاله‌هايت كه با تو مهاجرت كرده‌اند، و زن مؤمنى كه خود را [داوطلبانه‌] به پيامبر ببخشد-در صورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد. [اين ازدواج از روى بخشش‌] ويژه توست نه ديگر مؤمنان. ما نيك مى‌دانيم كه در مورد زنان و كنيزانشان چه بر آنان مقرر كرده‌ايم، تا براى تو مشكلى پيش نيايد، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.

 سوره الاحزاب آیه 51 : نوبت هر كدام از آن زنها را كه مى‌خواهى به تأخير انداز و هر كدام را كه مى‌خواهى پيش خود جاى ده، و بر تو باكى نيست كه هر كدام را كه ترك كرده‌اى [دوباره‌] طلب كنى. اين نزديكتر است براى اينكه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگى‌شان به آنچه به آنان داده‌اى خشنود گردند، و آنچه در دلهاى شماست خدا مى‌داند، و خدا همواره داناى بردبار است.

الله حتی نگران این مسئله هم می باشد که مبادا زنان و پیروان محمد با صدای بلند و بی ادبانه با او سخن بگویند  :

سوره الحجرات آیه 2 : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد، و همچنانكه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن مى‌گوييد با او به صداى بلند سخن مگوييد، مبادا بى‌آنكه بدانيد كرده‌هايتان تباه شود.

 سوره الحجرات آیه 3: كسانى كه پيش پيامبر خدا صدايشان را فرو مى‌كشند همان كسانند كه خدا دلهايشان را براى پرهيزگارى امتحان كرده است؛ آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است.

سوره الحجرات آیه 4: كسانى كه تو را از پشت اتاقها[ى مسكونى تو] به فرياد مى‌خوانند، بيشترشان نمى‌فهمند.

سوره نور آیه 63 : خطاب كردن پيامبر را در ميان خود، مانند خطاب كردن بعضى از خودتان به بعضى [ديگر] قرار مدهيد. خدا مى‌داند [چه‌] كسانى از شما دزدانه [از نزد او] مى‌گريزند. پس كسانى كه از فرمان او تمرّد مى‌كنند بترسند كه مبادا بلايى بديشان رسد يا به عذابى دردناك گرفتار شوند.


اجازه ورود و خروج از محمد :

سوره نور آیه 62 : جز اين نيست كه مؤمنان كسانى‌اند كه به خدا و پيامبرش گرويده‌اند، و هنگامى كه با او بر سر كارى اجتماع كردند، تا از وى كسب اجازه نكنند نمى‌روند. در حقيقت، كسانى كه از تو كسب اجازه مى‌كنند؛ آنانند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند. پس چون براى برخى از كارهايشان از تو اجازه خواستند، به هر كس از آنان كه خواستى اجازه ده و برايشان آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده مهربان است.

سوره احزاب آیه 53 : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، داخل اتاقهاى پيامبر مشويد، مگر آنكه براى [خوردن‌] طعامى به شما اجازه داده شود، [آن هم‌] بى‌آنكه در انتظار پخته‌شدن آن باشيد؛ ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد، و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد بى‌آنكه سرگرم سخنى گرديد. اين [رفتار] شما پيامبر را مى‌رنجاند و[لى‌] از شما شرم مى‌دارد، و حال آنكه خدا از حق‌[گويى‌] شرم نمى‌كند، و چون از زنان [پيامبر] چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد؛ اين براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزه‌تر است، و شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد، و مطلقاً [نبايد] زنانش را پس از [مرگ‌] او به نكاح خود درآوريد، چرا كه اين [كار] نزد خدا همواره [گناهى‌] بزرگ است.

الله مسلمانان را ملزم می کند که در ازای درخواست مشاوره از محمد پیش از مشاوره به او پول بدهند :

سوره المجادله آیه 12 : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، هرگاه با پيامبر [خدا] گفتگوى محرمانه مى‌كنيد، پيش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‌اى تقديم بداريد. اين [كار] براى شما بهتر و پاكيزه‌تر است؛ و اگر چيزى نيافتيد بدانيد كه خدا آمرزنده مهربان است.




۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

تاریخ اسلام بخش چهارم ( راهزنی , غارت و کشتار )


راهزنی اولین و تنها  شغل رسمی مسلمانان


اکنون یاران محمد که از مکه به مدینه آمده بودند از نظر معیشتی بسیار در تنگنا بودند و از روی دیگر دارای سرمایه و هنری هم نبودند که بتوانند شرافتمندانه امرار معاش کنند . مهاجرین تا اندازه ای در تنگدستی و فقر بودند که برای حتی بدست آوردن یک خرما تن به کارهای بسیار سنگین می دادند . به عنوتان مثال علی ابن ابیطالب برای کارهای خانه سازی یهودیان آب حمل می کرد و در عوض هر سطل آب یک خرما دستمزد می گرفت . محمد برای خارج شدن خود و یارانش از این وضعیت دشوار تنگدستی تصمیم گرفت که به شغل پردرآمد دیرینه بادیه نشینان یعنی راهزنی و غارت و چپاول اموال دیگران دست بزند . محمد چندبار نخست که یارانش را برای چپاول اموال کاروان ها گسیل داشت با شکست مواجه شد . دلیل مهمی که محمد و یارانش در چند بار نخست راهزنی ناموفق بودند این بود که مخالفان محمد در مدینه طرح این راهزنی ها را به اطلاع مردم می رساندند بنابراین مردم خود را از پیش آماده مواجه با راهزنان مسلمان کرده بودند . نخستین راهزنی موفقیت آمیز در سال 624 میلادی صورت گرفت چراکه محمد به طرز غیرشرافتمندانه ای آداب تازیان را زیر پا گذاشت و در ماههای حرام ( ذیقعده , ذیحجه , محرم , رجب ) که تازیان از هر گونه جنگ و خونریزی پرهیز می کردند اقددام به راهزنی نمود . در کل تاریخ تازیان این اولین باری بود که رسم دیرینه آنها توسط محمد شکسته شد . محمد در ابتدا ابوعبیده را مسئول اجرای این طرح کرد ولی او از اجرای این عمل شرم آور در ماه های مقدس سرباز زد . سپس محمد دست به حیله ای دیگر زد به این روش که یکی از یارانش بنام عبدالله بن جحش الاسدی را مامور این کار کرد اما برای اینکه ماهیت این طرح مخفی بماند نامه ای مهر و موم شده به او داد سپس به او دستور داد که بمدت دو روز با افرادش در جهت شمال شرق مسافرت کند سپس این نامه را باز کند . عبدالله نیز همانطور عمل کرد  و نامه را پس از دو روز باز کرد محمد در آن نامه نوشته بود که (( به نخله برو و  در آنجا منتظر کاروان تجارتی قریش بمان و اموال آنان را غارت کن و به مدینه نزد ما بیاور . افرادی را که در اختیار داری به زور وادار به انجام این کار مدار و آنان را در تصمیم گیری آزاد بگذار . )) همه افراد عبدالله به غیر از دو نفر قبول کردند که کاروان را غارت نمایند . یاران محمد در ماه رجب به کاروان حمله بردند رهبر کاروان را کشتند دو نفر را اسیر کردند و با اموال غارت شده به نزد محمد بازگشتند . از آنجا که ریخته شدن خون در ماه های حرام بسیار زشت و زننده بود و محمد هم متوجه شد که چه اقدام زننده ای کرده است برای حفظ آبروی خود وانمود کرد که عبدالله خودسرانه این اقدام را انجام داده و همچنین از قبول غنائم سرباز زد . اما دو تن اسیر شده کاروان را در زندان نگاه داشت و منتظر ماند تا الله آیه ای نازل کند . بنابراین الله همیشه در صحنه بلافاصله آیه 217 سوره بقره را نازل فرمودند که محمد را از شر دریافت اموال غارت شده راحت کرد  :
<< از تو در باره ماهى كه كارزار در آن حرام است مى‌پرسند. بگو: «كارزار در آن، گناهى بزرگ و باز داشتن از راه خدا و كفر ورزيدن به او و باز داشتن از مسجدالحرام [=حج‌]، و بيرون راندن اهل آن از آنجا، نزد خدا [گناهى‌] بزرگتر، و فتنه [=شرك‌] از كشتار بزرگتر است.» و آنان پيوسته با شما مى‌جنگند تا -اگر بتوانند- شما را از دينتان برگردانند. و كسانى از شما كه از دين خود برگردند و در حال كفر بميرند، آنان كردارهايشان در دنيا و آخرت تباه مى‌شود، و ايشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود. >>

اما درباره سهم خود از اموال غارت شده در آن راهزنی و سایر راهزنی های آینده الله آیه های 1 و 41 سوره انفال را برای محمد نازل می کند :

انفال آیه 1 : [اى پيامبر،] از تو در باره غنايم جنگى مى‌پرسند. بگو: «غنايم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد. پس از خدا پروا داريد و با يكديگر سازش نماييد، و اگر ايمان داريد از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد.
انفال آیه 41 : و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد، يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‌ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل ]-روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند- نازل كرديم، ايمان آورده‌ايد. و خدا بر هر چيزى تواناست.

تاریخ نویسان رویداد نخله را نقطه آغاز غارت و کشتار و اسیری گرفتن مسلمانان می دانند . رویداد نخله و ابداع آیه 217 سوره بقره را می توان برگترین دلیل شیادی محم دانست و همچنین حیله گری محمد در دادن نامه مهر و موم شده به عبدالله و دستور به خواندن آن نامه پس از دو روز نشان از ذات حیله گر و شیاد محمد دارد .

راهزنی موفقی که به جنگ بدر منتهی شد


هنوز چند هفته ای از رویداد نخله نگذشته بود که جاسوسان محمد به او اطلاع دادند 
که کاروان بزرگی از سوریه در حال بازگشت به مکه است ثروت این کاوران حدود 50000 دینار ارزش داشت . محمد که می دانست غارت این کاروان او و همراهانش را ار فقر نجات خواهد داد به یاران خود دستور داد تا برای غارت این کاروان آماده شوند چراکه الله هدیه ای بزرگ را برای مسلمانان فراهم آورده . این خبر نه تنها باعث خوشحالی یاران محمد شد بلک حتی عده ای از مشرکان و مخالفان محمد هم برای این غارت به دسته راهزنی محمد پیوستند . ابوسفیان که رئیس کاروان تجاری مکه بود  از طرح محمد آگاهی یافت و مسیر کاروان را به سمت دریا منحرف کرد و همچنین ارتشی از مکه برای مقابله و انتقامجویی رویداد نخله آماده شدند . سرانجام در 17 ماه رمضان دو ارتش قریش و مسلمانان در محلی بنام بدر با یکدیگر رویارو شدند . محمد در این نبرد توانست مکیان را شکست دهد و در نتیجه اموال زیادی نصیب مسلمانان شد و عده ای از بازرگانان ثروتمند مکه هم به اسارت مسلمانان درآمدند که برای آزادی خود پول های هنگفتی را به محمد دادند . برای تقسیم اموال غارت شده در جنگ بدر میان مسلمانان اختلاف پیش آمد که در نتیجه آن محمد دستور داد که همه اموال به طور مساوی بین مسلمانان تقسیم شود که البته قبل از تقسیم یک پنجم اموال دزدی متعلق به محمد بود . ( سوره انفال آیه های 1 و 41 )
بر اساس واقعیات تاریخی می توان گفت که محمد فقط به یک دلیل توانست ارتشی از مسلمانان برای خود فراهم کند و آن هم غارت و رسیدن به مال و منال بود . هیچکسی برای انجام امور مذهبی اسلام نیاورد بلکه برای رسیدن به مال و اموال در ظاهر دین محمد را پذیرفتند . و این موضوع با مرگ محمد کاملا ثابت شد چراکه پس از مرگ او قبایل تازی یکی پس از دیگری از اسلام برگشتند .و کار ابوبکر نیز در دو سال خلافتش بعد از مرگ محمد این بود که تازیان را با زور شمشیر فردی خونخوار به نام خالد بن ولید به زور به اسلام بازگرداند . و در این راه نبردهای بسیاری با تازیان انجام داد  که به (( جنگ های رده )) مشهور است .


۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

تاریخ اسلام بخش سوم ( محمد مدنی و آغاز امپراطوری شمشیر )


محمد مدنی و آغاز امپراطوری شمشیر 

همانطور که در پیش گفته شد تا زمانیکه محمد و پیروانش به بتهای مکه توهین نمی کردند در امان بودند ولی از زمانیکه که او و یارانش ناسزاگویی به بتها را آغاز کردند مور خشم مردم قرار گرفتند و تنها عاملی که باعث می شد محمد از خشم مردم در امان باشد حمایت ابوطالب عمویش بود که البته وی نیز از اقدامات محمد بسیار بیزار بود . محمد برای در امان ماندن به خانه یکی از مریدانش بنام ارکم پناه برد اما پیروانش همچنان مورد خشم و اذیت مردم مکه بودند تا اینکه محمد تصمیم گرفت که از پادشاه مسیحی حبشه تقاضای پناه دادن کند که پادشاه حبشه نیز پذیرفت و به حدود 80 نفر از پیروان محمد پناه داد . مدت 3ماه آنان در پناه حبشه بودند که این مدت زمان را مهاجرت اول می نامند . در سال چهارم ادعای پیامبری محمد دو رویداد باعث توانمند شدن محمد شد و آن دو رویداد گرویدن عموی محمد حمزه و عمر بن الخطاب ( خلیفه دوم ) به اسلام بود . حال که دو فرد قوی و خشن از او حمایت می کردند محمد خود را توانمد تر از گذشته دریافت . هنگامی که افراد تیره قریش شاهد قدرتمندتر شدن محمد شدند با پشتوانه و حمایت ابوجهل اقدام به تحریم محمد کردند طوریکه بر اساس این تحریم ها کسی نمی توانست با کسانی که اسلام آوردند ازدواج و یا دادو ستد کند و تنها در یک مورد تحریم ها لغو می شد و آن هم زمانی بود که پیروان محمد به شیادی او پی برده و از اسلام دست بکشند و محمد را برای مجازات به آنان بسپارند . این تحریم ها به مدت 3 سال ادامه داشت تا جاییکه محمد دیگر نمی توانست به تبلیغ دین خود بپردازد تا زمانیکه با پا درمیانی ابوطالب تحریم ها در سال آخر اقامت محمد در مکه برداشته شد . ولی در همان سال دو رویداد پی در پی و بسیار ناگوار برای محمد پیش آمد آن هم فوت خدیجه و ابوطالب بود . محمد نتوانست کسی را مانند ابوطالب بیابد تا بتواند از حمایتهای او برخوردار بشود اما بلافاصله پس از مرگ خدیجه عقده های جنسی  او بیدار شدند  اقدام به ازدواج با عایشه 6 ساله ( دختر ابوبکر ) ولی چون از نگر اجتمایی فعلا امکان همخوابی با عایشه وجود نداشت او یکی از بیوه های یاران خود را بنام سوده که از مهاجران 
حبشه بودند به عقد خود درآورد .
حال که محمد ابوطالب را از دست داده بود دیگر هیچ کسی وجود نداشت که در برابر خشم مردم مکه از او حفاظت کند محمد نیز برای رهایی از دست خشم مردم همراه زید پسرخوانده اش به طائف شهری در نزدیکی مکه پناه برد اما مردمان آنجا که بت پرست بودند با خفت و خواری محمد و زید را بیرون انداختند و آنها نیز مجبور شدند به مکه بازگردند .

محمد مدنی مرد شمشیر

محمد که پس از گذشت 13 سال در مکه نتوانست پیروان زیادی را بخود جذب کند به مدینه فرار کرد و در آنجا ارتش منظمی را تشکیل داد اما با این فرق که آن پیامبر اندرزگوی مکی به ناگهان تغییر چهره داد و شمشیر در دست گرفت و بزرگترین دین تروریستی دنیا را آغاز کرد . فرار او از مکه به مدینه به این شرح است که یک گروه هفت نفری از قبیله خزرج برای زیارت خانه کعبه  از مدینه به مکه آمدند و محمد فرصت یافت تا با آنان به گفتگو و مذاکره بپردازد و دین نوپایش را برای آنان تشریح کند . آنها نیز تحت تاثیر محمد قرار گرفتن و به دودلیل با او همکاری کردن اول اینکه یهودیان بسیاری که در مدینه بودند وبه آنها گفته شده بود که بزودی پیامبری ظهور خواهد کرد و به آنعا کمک خواهد کرد تا بر بت پرستان چیره شوند . دوم اینکه آنان امیدوار بودند که وجود محمد باعث آشتی دو قبیله مهم اوس و خزرج بشود تا بتوان این دو قبیله مهم مدینه را با هم متحد نمود و به خونریزی میان این دو قبیله پایان داد .

در تابستان 621 آن گروه هفت نفره  همراه پنج نفر از یاران خود برای انجام مراسم زیارت خانه کعبه وارد مکه شدند و با محمد گفتگو کردند و پیمان همکاری بستند . این پیمان در محلی به نام عقبه رخ داد . هنگام بازگشت این گروه به مدینه محمد یکی از پیروانش بنام مصعب بن عمیر که قرآن را بخوبی می دانست را با آنها به مدینه فرستاد تا اصول قرآن و اسلام را به آنها آموزش دهد . نتیجه کار این گروه بقدری موفقیت آمیز بود که سال بعد یک گروه 75 نفره برای دیدار محمد وارد مکه شدند .  رئیس آن گروه تضمین کرد که از محمد مانند نوامیسشان در مدینه محافظت خواهند کرد این پیمان به (( پیمان دوم عقبه )) مشهور است . این پیمان راه را برای فرار محمد از مکه به مدینه هموار ساخت . مردم مکه به هر روی می خواستند که محمد را در مکه نگه دارند و به زندگی او پایان دهند چراکه رفتن محمد به مدینه و ریاست آن شهر توسط محمد خطر بسیار بزرگی برای مردم مکه بود . بنابراین به پیشنهاد ابوجهل از هر طایفه ای مردی به سوی خانه محمد گسیل شد تا کار او را یکسره کنند اما محمد علی ابن ابیطالب را جای خود در خانه اش گذاشته بود و همراه ابوبکر پا به فرار گذاشته بود . فرار محمد از مکه به مدینه که در سال 16 ژوئیه سال 622 میلادی انجام گرفت را در تاریخ با نام (( هجرت )) می شناسند و بعدها نیز نخستین سال آغاز تاریخ اسلام دانسته شد . آن گروه از پیروان محمد که با او از مکه به مدینه رفتند را مهاجران می نامند و یاران محمد در مدینه را انصار می نامند . بزرگترین دلیل فراخوانی محمد به مدینه اوضاع نابسامان داخلی این شهر بود که بر خلاف مکه دارای چندین قبیله متخاصم بود که اتحادی با یکدیگر نداشتند و همچنین سه قبیله یهودی  بنی نظیر , بنی قینقاع و بنی قریظه بسر می بردند که رابطه خوبی با تازیان نداشتند . در این شهر که مانند مکه دارای یک قدرت مرکزی نبود همواره بین دو قبیله اوس و خزرج درگیری و خونریزی بود از اینرو مردم همواره انتظار فردی را می کشیدند که بتواند یک حکومت مرکزی درست کند و به جنگ های قبیله ای پایان دهد . محمد نیز برای ایجاد حکومت و امپراطوری خود نیاز مدینه به یک حکومت مرکزی را غنیمت شمرد تا بتواند قوانین دین نوپای خود را به مرحله اجرا دربیاورد . بنابراین ورود محمد به مدینه را می توان آغاز امپراطوری خونین اسلام دانست . اما متحد کردن قبایل مدینه کار آنچنان راحتی نیز نبود . و حتی وجود (( منافقین )) که به آن دسته از افرادی گفته می شد که به ظاهر مسلمان شده بودند ولی در باطن غیرمسلمان بودد و مخالف حضور محمد در مدینه بودند . پیوند محمد با یهودیان مکه برای او نگران کننده بود چراکه قانون مدینه دست یهودی ها در نگهداری دین خود بازگذاشته بود و یهودی ها اعتقاد داشتند که پیامبر جدید از تیره داوود ظهور خواهد کرد نه از تازیان و قبیله قریش بنابراین همواره محمد را تمسخر می کردند و او را شیاد می نامیدند  . محمد برای اینکه نظر یهودی ها را جذب کنند دست به اقدامات بسیار حیله گرانه ای زد . او با به رسمیت شمردن و حتی ترکیب بعضی از آداب یهودیان با اسلام در صدد ثابت کردن این بود که دین او تکمیل کننده ادیان دیگر است . مثلا روزه را به مانند یهودی ها وارد دین اسلام نمود .و حتی در ابتدا قبله مسلمانان را اورشلیم تعیین نمود و همچنین در خیالبافی سفرش به آسمان ها  مبدا سفرش را اورشلیم عنوان کرد . اما هیچیک از این حیله گری ها برای گرایش یهود به اسلام فایده ای نداشت . بنابریان در اولین اقدام بی درنگ آیه های 136 تا 147 سوره بقره را نازل کرد و به مسلمانان دستور داد تا قبله خود را از اورشلیم به مکه تغییر دهند . همچنین زمان روزه مسلمانان را هم که پیش تر بر اساس زمان آیین یهود بود تغییر داد . 


۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۲, شنبه

تاریخ اسلام بخش دوم ( آغاز به حقیقت پیوستن رویاها و ادعای پیامبری )


اولین ازدواج محمد و آغاز به واقعیت پیوستن رویاها

  هنگامی که محمد 25 ساله شد ابوطالب از او خواست که بدنبال کار و پیشه ای برای خود برود تا بتواند زندگی خویش را اداره نماید . در همین زمان بود که یکی از بزرگان مکه درگذشت و بیوه او که خدیجه نام داشت محمد را به سمت مدیریت کاروان های تجاری خود گماشت . خدیجه یکی از بانوان با نفوذ , تاجر و ثروتمند مکه به شمار می رفت  . وظیفه محمد مدیریت کاروان های تجاری خدیجه بود که اجناسی از مکه برای فروش به سوریه می برد و از بیزانتین کالاهای تجاری برای فروش به مکه وارد کند . محمد در کمال درستی به وظایف خود عمل می کرد تا زمانیکه خدیجه به او پیشنهاد ازدواج نمود و محمد با روی باز استقبال کرد . حال دیگر موقعیت محمد دگرگون شده بود و او از یک جوان شترچران بسیار فقیر به مردی ثروتمند تبدیل شده بود . محمد در طول 25 سال زندگی با خدیجه همسری دیگری اختیار نکرد و یا بهتر بگوییم که خدیجه به دلیل نفوذ و قدرت خود این اجازه را به محمد نداد . و به همین دلیل بود که بعد از مرگ خدیجه عقده های جنسی محمد باعث شد که حرمسرایی از زنان برای خود بوجود آورد .

آغاز اندیشه گری برای ادعای پیامبری

محمد در سمت ریاست کاروان های تجاری خدیجه فرصتهای بسیاری داشت که با پیروان یهودی و مسیحی گفتگو کند و آداب و رسوم ادیان آنان را فراگیرد . در این میان دو عموزاده خدیجه به نام عثمان و ورقه بن نوفل که از اصول دین یهودی و مسیحی دانش ژرف داشتند در تقویت اندیشه های مذهبی محمد نقش بسیار موثری داشتند . خدیجه که از آرمان گرایی و اوهام گویی  محمد آگاه بود با عموزاده هایش بسیار در مورد محمد و توهماتش سخن می گفت و می توان گفت که خدیجه با توجه به نفوذی که روی همسرش داشته و با کمک ورقه در تشویق محمد برای ادعای پیامبری نقش مهمی داشته است .
حال محمد که در سن 40 سالگی قرار دارد و با توجه به دانسته هایش از ادیان ابراهیمی دیگر که بسیار هم دانسته های ناقصی بودند و هچنین ثروت و قدرت و اعتماد به نفسی که خدیجه به او داده بود اندیشه ایجاد یک دین واحد و ادعای پیامبری را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآورد و به طور جدی تصمیم به اجرایی کردن اندیشه ادعای پیامبری نمود طوری که هر روز ساعات بسیاری را در انزوا به عبادت می پرداخت و برای عبادت به غار حرا می رفت و به این ترتیب بزرگترین سناریوی  دروغین ادعای پیغمبری خود را آغاز نمود . و روزی ادعا کرد که جبرئیل براو نازل شده و او را مجبور کرده که جمله ای را که بر روی پارچه ابریشمی نوشته شده بود بخواند و آنگاه جبرئیل خود را معرفی نموده و محمد را رسول الله نامیده است . محمد با اولین کسی که درباره این سناریوی درغین گفتگو کرد خدیجه بود که خدیجه نیز با تمام قدرت از او پشتیبانی کرد و بر اساس یک برنامه از پیش تعیین شده او را نزد ورقه بن نوفل فرستاد و ورقه هم به او اطمینان داد که آن فرد نازل شده بر محمد جبرئیل بوده و محمد رسول الله است . اولین کسانی که به محمد ایمان آوردند خدیجه , پسرخوانده اش زید بن حارث , علی ابن ابیطالب , غلام آزاد شده محمد و ابوبکر نزدیکترین دوست محمد بودند .

محمد اندرزگوی مکی

محمد تبلیغ دین نوپای خود در مکه را آغاز کرد اما با بازتابی بسیار دردناک مواجه شد تا جاییکه همه مردم او را مسخره  می کردند و او را دیوانه و درغگو می خواندند . اما محمد با وجواینکه با دیدن این تمسخرها بسیار آزرده خاطر می شد و حتی چندین بار هم به فکر خودکشی افتاد اما ظاهر خود را حفظ کرده و هرگز در برابر آنان عکس العملی جز ادب و نزاکت نشان نمی داد طوری که برای ثرتمندان چاپلوسی می نمود و به مردم فقیر کمک مالی می نمود تا شاید بتواند پیروانی را جذب  دین خود نماید . در طول سه چهار سال ابتدای تبلیغات دین محمد در کل او با کمک  مالی ابوبکر موفق شد تنها 44 نفر را به آیین خود جذب نماید . محمد با استفاده از هوش سرشار و با شناختی که از جامعه عربستان داشت با ادعای پیامبری خود را برای فرمانروایی بر عربستان آماده کرد . او به خوبی نیاز جامعه از هم گسیخته عربستان را به یک دین واحد و یکتاپرست احساس کرده بود . و با شناختی که از تازیان داشت سیاست حیله گرانه پاداش و جزا را به اجرا درآورد . و به آنان وعده پاداش می داد و در صورت سرپیچی آنها را از جزا می ترسانید . سرزمین عربستان سرزمینی خشک و نامساعد بود از اینرو مردم عربستان همیشه رود و باغ و هوای خوش و زنان زیبارو را در رویای خود داشتند و محمد بسیار موزیانه و هوشمندانه از این ضعف بهره برد و به آنان در صورت پیروی از او وعده های بسیار زیبا و رویایی می داد . باارزش ترین امور برای تازیان خوردن و زن می باشد که محمد در سرتاسر قرآن وعده هایی می دهد که هر تازی را براحتی جادو می نماید . تنها دلیل گرویدن تازیان به دین محمد همین وعده های محمد بود و همچنین دستیابی به غنائم جنگی و مال و اموال و زنان مردم بود . هیچ دلیل دیگری جز شیفتگی تازیان به وعده های محمد برای گرویدن به اسلام وجود نداشت . هر آنچه که تازیان در رویا می دیدند با وعده های محمد دیگر رویا نبودند و به حقیقت پیوستند . در مقابل هم در صورت سرپیچی پیروان را از دوزخ می ترسانید و بازهم شکنجه های جاری در دوزخی را بیان کرد که تازیان از آن وحشت داشتند و همچنین به طور قطع و یقین اظهار می داشت که هرآنکس که مسلمان نیست برای همیشه در آتش دوزخ خواهد سوخت . تا زمانیکه که محمد و پیروانش به بتهای مکه توهین نمی کردند از خشم مردم مکه در امان بودند ولی زمانیکه تعدادشان زیاد شد شروع به تبلیغ دین خود کردند و از اینرو هدف حمله مردمان مکه قرار گرفتند . مردم از او خواستند که در صورت صحت ادعای پیامبری از خود معجزه ای نشان دهد و محمد در برابر  درخواست  آنان  این  واکنش را نشان داد که  از جانب الله آیه ای در قرآن نازل کرد بزرگترین معجزه را نزول قرآن بر یک فرد بیسواد نامید .  و اینکه قرآن بزرگترین معجزه است چراکه همه کلمات آن توسط الله گفته شده است . 

محمد تا زمانیکه که در مکه بود و دارای قدرت نظامی نبود و همچنین پیروان اندکی داشت کاملا در نقش یک پیامبر مودب و اندرزگو عمل می کرد . بارزترین نمونه این رفتار محمد سیاستی بود که خمینی دجال تا پیش از به قدرت رسیدن درپیش گرفته بود و به مردم وعده های رفاه و سعادت و خوشبختی می داد .